جملگى منتهاى انقياد و خضوع را نسبت به نفوذ مشيّت باريتعالى دارند و با اين انقياد تكوينى ، بر آفرينندهء خود كه مبدع حكيم و عليم است ، دلالت مىنمايند و به لحاظ حاجت و نقصانشان و اينكه نيازمند به غنى بالذّاتى هستند كه از همهء نقصها منزّه است ، تسبيحگوى تكوينى خداى سبحانند و به ملاحظه اينكه آن ذات اقدس مرجع همهء وجود و كمالات وجودى است ، حمد و سپاسگوى تكوينى اويند و به اعتبار كاشفيّت و مرآتيّت آنها جهت اين معانى آيات خداوندند و بر اين قياس است ، قنوت و اسلام موجودات براى باريتعالى .
تسبيح و تحميد عبادت
البته اين معناى دقيق - فى نفسه - يك معنى صحيحى است ، ولى قابل تطبيق بر آيات مربوطهء قرآن كريم نيست ، زيرا اين معانى تكوينيّهاى كه گفته آمد ، همه موجودات و از آن جمله همهء انسانها واجدند ، در صورتى كه در همين آيه از سوره حج كه گذشت ، سجده را به كثيرى از ناس نسبت مىدهد و نه همه و مىفرمايد : « و كثير من الناس و كثير حقّ عليه العذاب » پس اگر سجده مذكور در آغاز آيه سجده دلالت و آيت بوده ، اختصاص آن به كثيرى از ناس بدون وجه خواهد بود . و در سورهء اسراء مىفرمايد :
« تُسَبِّحُ لَهُ السَّمواتُ السَّبْعُ وَ الأَرضُ وَ مَنْ فيهِنَّ وَ انْ مِنْ شَيءٍ الاّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحهُمْ انَّهُ كانَ حَلَيماً غَفُوراً . »
« 1 »
هامش
( 1 ) اسرا - 44 .