امكانشان قرار داده يعنى لقاء اللّه تعالى ، به كلى غافلند و در ميان اين فاعلهاى بالتسخير غفلت زده افراد خوش نيّت و خوب طينتى نيز وجود دارند كه اى كاش با اين خدمتگذارى تحسين بر انگيز يقظهاى بهرهء آنان مىشد ، و مىتوانيد در اين آيهء كريمه شريفه ، تأمّل فرموده و به عرضم گواهى دهيد :
و لقد ذرأنا لجهنّم كثيرا من الجنّ و الإنس لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم اعين لا يبصرون بها و لهم آذان لا يسمعون بها أولئك كالأنعام بل هم اضلّ أولئك هم الغافلون .
« 1 » زيرا اين بدفرجامهاى موصوف را همانند چارپايان باربردار كه اثقال جامعه را به گرده مىكشند معرفى فرموده است .
خود فراموشى معلول خدا فراموشى است
بارى ! اين جمال فتان حيات دنيا ، نه فقط بى اعتقادهاى به مبدأ و معاد را فريفته ، بلكه اكثر پيروان شريعت و معتقدان به مبدأ و معاد را نيز فريفته و از صراط مستقيم گمراهشان ساخته كه يك شاخه از اين گمراهى ، تسويف در اكتساب توشهء واپسين و تحصيل اعتقاد حق و انجام عمل صالح است كه همان خودفريبى ملازم با خود فراموشى كه معلول خدا فراموشى است :
« نسوا اللّه فانساهم انفسهم . »
« 2 »
هامش
( 1 ) اعراف - 179 .
( 2 ) حشر - 19 .