مىپرداخت و مردى محقق و ژرفنگر و دقيق - به ويژه در كلمات استادش آخوند خراسانى - بود . و در وعظ و خطابه مقامى ارجمند و دستى توانا داشت . او از استادش ميرزاى آشتيانى و او از استادش علامه شيخ انصارى ، نقل روايت مىنمود و به من هم اجازهء نقل حديث بخشود » . « 1 »
تأليفات
معظم له كتابهايى در فقه و اصول نگاشت كه برخى از آنها عبارتند از :
1 . نهاية المأمول فى شرح كفاية الاصول : اين كتاب ، شرح مزجى كفايهء استادش بود ، كه در چهار جلد نوشته شد . « 2 » دو جلدش - مباحث الفاظ - در سال 1340 ه . ق ، در تهران چاپ شد . « 3 »
2 . تقريرات درس فقه شيخ الشريعهء اصفهانى . « 4 »
3 . تقريرات درس اصول آخوند خراسانى . « 5 »
4 . تقريرات درس فقه آخوند خراسانى . « 6 »
5 . مجموعهء شعر : او اديبى كامل بود و گاه شعر مىسرود و به « حكمت » تخلص مىكرد . « 7 » علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى ، در شرح زندگى ايشان دچار خطا شده است . وى بين ايشان و برادرش ، سيد على رضوى قمى ، - يكى از اديبان
هامش
( 1 ) . مرعشى نجفى ، الاجازة الكبيرة ، ص 44 .
( 2 ) . رضوى قمى ، مقدمهء ديوان قدرت ، هفت .
( 3 ) . تهرانى ، الذريعة ، ج 24 ، ص 405 و ج 14 ، ص 34 .
( 4 ) . تهرانى ، نقباء البشر ، ج 1 ، ص 413 .
( 5 ) . همانجا .
( 6 ) . همانجا .
( 7 ) . مقدمهء ديوان قدرت ، بيست و يك .