دهم ص 23 از الياس اردبيلى ، نامى به ميان آورده است :
« الياس : خال المحقق ملا احمد اردبيلى ( م : 993 ) حكى عنه الملا احمد في زبدة البيان ص 37 [ ص 67 چاپ بهبودى ] في بحث القبلة عقيدته فى الجدى و القطب و وصفه بانّه لا نظير له اليوم في هذا العلم يعنى علم الفلك و الرياضى » .
در تاريخ اردبيل و دانشمندان ج 1 / 124 و 125 به نقل از نزهة النواظر و بهجة المسامع ج 4 / 43 آمده :
« شيخ الياس بن ابيه ، فاضل و دانشمند معروف ، در جميع علوم به وى مراجعه مىنمودند ، مخصوصا در علم هيئت و هندسه و ساير فنون رياضيات سرآمد عصر خويش بوده ، همايون شاه تيمورى از وى دعوت نموده و وى دعوت او را پذيرفته از سفر عراق به كابل رفته و در آنجا ملاقات نمودهاند ، همايون شاه مقدم او را غنيمت شمرده جوايز و هداياى زيادى به وى عطا نموده از آن جمله قسمتى از اراضى حاصلخيز را از نواحى موهان از شهرهاى « اوده » كه شامل دهات متعدد بوده به وى واگذار كرده و از مقرّبين خويش گردانيده .
درّة التاج علامه قطب الدين رازى به وى قرائت نموده ، مورد رشك علماى محل واقع شده ، از آن جمله « اويس گواليرى » در وقت مباحثه و مناظره با خواندن عبارات دروغ و بىحقيقت از كتب ديگران با اينكه در نقل احاديث موثق نبوده و در مقابل الياس عبارات زيادى خوانده و نسبتش را به عبارات علما داده و گفته كه قول فلان و فلان ناقض كلمات شماست و هكذا . . . .
از خود تلفيقات بافته ولى اردبيلى به حيله وى آگاه نشده مفحم و منفعل گرديده به سوى علاقه خود كه در موهان داشته رفته ، سپس جميع ما يملك خود را از ملك و عروض ترك نموده به كجرات رهسپار و از آنجا عازم مكّه شده و به عراق برگشته و از آنجا به اردبيل آمده
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 512
مساهمون: ناصر الدين انصارى قمى
ص٥١٢