آقا خشمگين شده و فرموده بودند : شما از من احترام مىكنيد ؟ با اين كارهايى كه انجام مىدهيد ؟ شما اگر معتقد به اين كارها بوده باشيد از اسلام خارجيد . . . و آنقدر بر سر آن خبيث فرياد زده بودند كه حال ايشان برهم نخورده و نتوانسته بودند به درس بيايند ( و از آن پس ملاقات آنها با مرجع بزرگوار قطع شد ) .
مرجع بزرگوار فرمودند : آن موقعى كه مرحوم آقاى حكيم تلگراف كردند كه به نجف بيايند تا تبادل افكار كنيم و تكليف معين شود ، رئيس نظميه - شهربانى - به منزلمان آمد و گفت : اگر تصميم رفتن به نجف را داريد گذرنامه شما آماده و مهيا است و ليكن بايد بدون سروصدا برويد .
من در پاسخ او گفتم : ما اينجا هستيم ، اينجا ميدان جهاد ما است و رها كردن آن در حكم فرار از ميدان جنگ است كه حرام مىباشد .
از مهمترين و شاخصترين اقدامات معظم له در اعتراض به كارهاى ضد اسلامى رژيم شاه مىتوان از اينها نام برد :
1 - شاه پس از سفر خويش به قم ( در 5 بهمن 1341 ) و برخورد كوبنده جامعه روحانيت و مردم با او ، درصدد بود كه - پس از تبعيد امام راحل به اين شهر آمده و با زعماء حوزه و مراجع ديدار نموده و براى خود وجههاى كسب كند . اما هربار با جواب قاطع و منفى مرجع بزرگوار روبرو شده و حتى نمايندگان شاه و واسطههايش نيز از بيت ايشان اخراج مىشدند ، و لذا است كه شاه از آن پس در قم براى خود مأوايى نيافت و به دليل سرباز زدن مرجع بزرگوار از ديدار با او ديگر به اين شهر مقدس مسافرت نكرد .
2 - برنامه اوقاف شاه را آشكارا تحريم كردند و اعتراض خويش را در مورد فروش املاك وقفى به صورت اعلاميه در دسترس همگان قرار دادند .
3 - روحانيونى كه اغفال شده و به همكارى با وزارت اوقاف شاه تن در داده بودند ، شهريه آنان را قطع نموده و از پذيرفتن و سخن گفتن با آنان سرباز زده و ارتباط با ايشان را منع نمود و فرمود : امامت چنين افراد و كارهاى مربوط به
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 464
مساهمون: ناصر الدين انصارى قمى
ص٤٦٤