فراگرفتم و در مدرسه سپهسالار سكنى داشتم . اين مدرسه بسيار نامنظم بود . پس از مدتى مرحوم مدرس عهدهدار مديريت آنجا شد ، ايشان تمام آقازادههايى را كه اهل كار و تدريس نبودند از مدرسه اخراج كرده و امتحانات سختى را براى ورود به مدرسه قرار داد . وقتى به من برخورد ، گفت : چه درسى مىخوانى ؟ گفتم : فلسفه ، اسفار مىخوانم . تعجب كرد و پرسيد : با اين سن اسفار مىخوانى ؟ گفتم : عند الامتحان معلوم مىشود . از من امتحان گرفت و من خيلى خوب از عهده امتحان برآمدم . از آن به بعد مورد توجه مرحوم مدرس قرار گرفتم و ايشان حجره مناسبى به من داد كه به تنهايى از آن استفاده مىكردم ، ماهى پنج تومان هم براى من مقررى قرار داد ، به خادم مدرسه هم گفته بود كه در شستن لباسها و تهيه غذا به من كمك كند .
آنقدر خوشحال شده بودم كه آن شب از فرط خوشحالى خوابم نبرد ، مجدانه مشغول تحصيل بودم . درس فلسفه ، رسائل ، مكاسب و مقدارى از درس خارج را در تهران فراگرفتم » .
از اساتيد ايشان در تهران مىتوان از مرحوم آيت اللّه حاج سيد محمّد تنكابنى و مرحوم علامه ميرزا يد اللّه نظرپاك و مرحوم علامه ميرزا طاهر تنكابنى و آقا شيخ محمّد على لواسانى و مرحوم آيت اللّه حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى را نام برد .
پس از پشت سر نهادن سطوح عاليه ، براى شركت در مجلس درس آيت اللّه حائرى - كه آوازه تدريس ايشان در حوزههاى علميه شيعه طنينافكن شده بود - به سال 1345 ه . ق و در سن 22 سالگى به حوزه علميه قم آمد و در درس فقه و اصول آيت اللّه مؤسس و همزمان در درس حضرات آيات : حجت كوهكمرى ، شاهآبادى و حاج شيخ محمّد على قمى حاضر گرديد و در مدت شش سال توقف در قم از محضر آنان بهرهها برگرفت .
در سال 1351 ه . ق ، پس از اخذ اجازه اجتهاد از دو استاد بزرگوارش : آيت اللّه حائرى و آيت اللّه حجت ، براى بهرهورى از محفل پررونق بزرگان حوزه علميه نجف و جستجو از آراء و مبانى اصول نجف راهى آن ديار شد و پس از زيارت مرقد
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 403
مساهمون: ناصر الدين انصارى قمى
ص٤٠٣