ايشان از حق العشر موقوفاتى كه چندين سال در تصرفش بود ، به اصرار بنده مبلغ 30 هزار تومان برداشت و به مرحوم حاج على اكبر حسنزاده شامكانى داد تا با آن ، اجناس خريد و فروش كرد و فايده برد و طى چند سال ، اصل عشريه با منافع تجارتى آن ، در حدود شصت و چند هزار تومان شد كه در آن زمان پول قابل توجهى بود . مرحوم والد تمام آن مبلغ را صرف تأسيس مسجد و حسينيهاى كرد كه اينك مورد استفاده و اجتماعات مردم است و سرانجام مدفن خود آن مرحوم نيز شد .
نماز باران
در بهار سال 1328 ش / 1368 ه . ق كه مزارع و كشتزارهاى شهر و نواحى اطراف در آتش خشكسالى مىسوخت ، مردم از ايشان تقاضاى نماز استسقاء كردند ، آن عالم متقى هم با جماعتى از مردم ، در مصلاى سبزوار به نماز طلب باران ايستاد .
پس از نماز و در همان روز و چند روز پس از آن ، بارانهاى مفيد و پىدرپى باريد و زمينها را سيراب و نهرها را پر از آب كرد . اين نماز ، در سبزوار معروف است و هنوز هم كسانى كه از آن زمان تا به حال زندهاند ، آن را به خاطر دارند .
درگذشت
آن مرحوم پس از 30 سال اقامت در سبزوار و رياست و مرجعيت دينى شهر و پس از پشت سر نهادن يك دوره بيمارى ، سرانجام در عصر روز يكشنبه 23 ماه رمضان 1385 ه . ق - كه روزى پرفضيلت و روز قدر است - مطابق با 26 دى 1344 ش ، در 86 سالگى چشم از جهان فروبست و به مواليان طاهرينش پيوست .
در روز دفن جنازهاش ، 24 رمضان ، تمام شهر تعطيل گرديد و مردم سبزوار با غم و اندوه بسيار ، پيكر پاكش را به طور باشكوه و بىسابقهاى تشييع كردند . پس از نماز ميّت به امامت فرزندش حجت الاسلام حاج سيد مصطفى سيادتى ، پيكر پاك