تدريس
آن فقيه بزرگ ، در طول اقامت 30 سالهاش در سبزوار ، به تدريس سطوح ( شرح لمعه ، رسائل ، مكاسب و كفايه ) ، خارج فقه و اصول ( طهارت مصباح الفقيه و تقريرات درس نائينى و اصفهانى ) و شرح اصول كافى ملا صدرا پرداخت و دهها نفر از علماى سبزوار را تربيت كرد . ايشان با اينكه فلسفه را خوب خوانده بود و با يك واسطه شاگرد حاج ملا هادى سبزوارى و خودش شاگرد مرحوم افتخار الحكما بود ، اما حكما و فلاسفه را قبول نداشت و مىگفت : « همهچيز در اخبار و احاديث آل محمّد عليهم السّلام است » .
حجت الاسلام و المسلمين سيد مصطفى سيادتى مىگويد ، ايشان مىفرمود :
« فلسفه براى كسانى كه تحصيلات شرعيهء كافى دارند ، براى دانستن اصطلاحات آن خوب است ولى براى كسانى كه هنوز مايهء علمى كاملى از علوم شرعيه ندارند مضرّ است و ممكن است آنها را منحرف كند » .
ايشان تبرّز و تظاهر به فلسفهدانى نمىكرد ولى اگر بحثى به ميان مىآمد ، به خوبى وارد بحث مىشد و دانش خود را نمايان مىساخت .
روزى در مجلسى ، با يكى از آقايان علماى شهر كه به فلسفهدانى مشهور بود ، بحثى فلسفى درگرفت . ايشان آن آقا را مغلوب نموده بود . خود مرحوم آقا مىگفت :
آن روز ، بحث در اصول بود ولى آن آقا بحث را به فلسفه كشيد تا غلبه نمايد ولى همه فهميدند كه چه خبر است .
يكى از اهل آن مجلس به من گفت : بعد از اينكه مرحوم آقا از مجلس بيرون رفت ، آن آقا - كه مغلوب شده بود - گفت : « مقصودم از اين بحث اين بود كه اهل مجلس بدانند كه اين سيد چقدر ملّا است و ارزش او معلوم شود . »