آن امام و پيشواى اهل دين * اى دريغا گشت پنهان در زمين
نى غلط گفتم تنش در خاك شد * ليك جانش برتر از افلاك شد
از قفس آن مرغ قدسى آشيان * گشت آزاد و شد او با قدسيان
قدسيان از مقدمش شادان همه * خاكيان در ماتمش گريان همه
از مكان چون رفت اندر لا مكان * منقلب كرد اين جهان و آن جهان
اين جهان شد آيتى از نفخ صور * آن جهان شد مظهر يوم النشور
خاكيان بر سينه و بر سر زنان * قدسيان در رقص بال و پرفشان
خاكيان در داده بانگ وااسف * قدسيان در شورش و شوق و شعف
خاكيان گريان كه بىمولا شدند * قدسيان خندان كه اين اولى شدند
يوسفى از چاه و زندانى برست * شد عزيز مصر و بر كرسى نشست
آفتابى از جهان مستور شد * روز روشن چون شب ديجور شد
منخسف مه منكسف شد آفتاب * آفتاب علم چون شد در حجاب
گشت ويران مسجد و هم مدرسه * در هزار و سيصد و پنجاه و سه
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: ناصر الدين انصارى قمى
ص٢٣