ما را گويند كين نشانى دگر است 53
ما لوح حقايق وجوديم 89
مرد بايد كه بوى داند برد 78
مصطفى اندر جهان آنگه كسى گويد كه عقل ! 87
معشوق جمال مىنمايد شب و روز 32
من آنگه خود كسى باشم كه در ميدان حكم او 89
من از تو چه گويم و چه نتوانم گفت 40
نخستين فطرت پسين شمار 59
نقاب قوهء حسّى چو از پيش تو بردارند 106
نكته و رمز سنائى پيش نادان ، دان چنانك 77
نور ، خود ز آفتاب نبريده است 35
نه بر اوج هواى او عقابى دل شكريابى 111
نه هر كو آيد از كوهى ، بود با دعوت موسى 43
و ربى تو به صحراى بهشتم خوانند 117
وى شاد به هر دو عالم از بيخبرى 118
هر آن نقشى كه در صحرا نهاديم 48
هر چه او كند بر جان و دل ، آن جمله باشد داد و دين 61
هر چه دارى براى او بگذار 96
هر چه روى دلت مصفاتر 35
هر كه اندر حجاب جاويد است 35
آفاق معرفت ( تبصرة المبتدى وتذكرة المنتهي ) ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: أبي المعالي القونوي
ص١٤٩