آرى شب بيستودوم شعبان 1352 ه . ق « 1 » بود كه خبرى اسفناك در نجف اشرف منتشر شد ، و آن خبر ارتحال حضرت آيت اللّه شيخ محمّد جواد بلاغى بود . مردى كه با 70 سال زندگانى سراسر مبارزه و تلاش و با تأليف حدود 60 كتاب و رساله سرسختانه از كيان اسلام دفاع كرد .
علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى گويد :
« نجف در مرگ او زيرورو شد و از پيكر پاكش تشييعى باشكوه انجام گرفت . پيكرش را در صحن مبارك امير مؤمنان عليه السّلام و در كنار آرامگاه صاحب مفتاح الكرامة به خاك سپردند . عالم اسلام از مرگ چنين عالمى غرق اندوه و درد شد و با رفتنش ديوار دين بشكست » .
مرحوم علامه اردوبادى مىنويسد :
« اهل نجف ، نالهكنان و سينهزنان به تشييع جنازهاش اجتماع و علما حاضر شدند و سيد الطائفه آيت اللّه ميرزا على آقا شيرازى سه روز در جامع هندى و سه روز عصر در صحن مقدس علوى مجلس ترحيم ، اقامه نمود » . « 2 »
حوزهء علميه نجف سه روز و حوزهء علميه قم از طرف مرحوم آيت اللّه حائرى يك روز در عزاى وى به سوگوارى پرداخت و مجالس بزرگداشت فراوان به احترام مقام شامخ علمى او برگزار شد و در مرگش قصايد فراوان سرودند . كه شايد بهترين آن ، اشعار مرحوم غروى اردوبادى است .
ما ان يقم دين الهدى ماثلًا * الا و هذا عرقه النابض
فليهن شرع المصطفى ان منه * فى فناه اسد رابض
فإن و نوا عنه فمتلئماً * يصول هذا البطل الناهض
تا آيين هدايت ، استوار است اين مرد ، همانند خونى است كه در رگهاى آن
هامش
( 1 ) . ر . ك : تهرانى ، نقباء البشر ، ج 1 ، ص 324 .
( 2 ) . واعظ خيابانى ، علماى معاصرين ، ص 165 .