خدا را در نظر مىگيرد ، و هرگز به فكرش خطور نمىكند كه زمانى با انتشار اين كتاب براى خود شهرتى كسب كند او به يقين رسيده و كنه دين را درك نموده است .
« الاخلاص غاية الدين و ثمرة اليقين » .
مرحوم آيت اللّه علامه سيد حسن صدر سخنى را از مرحوم آيت اللّه شيخ محمّد حسن آل ياسين نقل مىكند كه استادم مرحوم صاحب جواهر فرمود :
« فرزندم ، به خدا سوگند ، جواهر را براى خود و نه مراجعهء مردم نگاشتهام ، زمانى كه به عذارات مىرفتم در برابر پرسشهاى مردم مرجعى نداشتم كه بدان رجوع كنم و پاسخ گويم ، لذا جواهر الكلام را نگاشتم » . « 1 »
علامه صدر مىفرمايد :
وقتى من اين را از شيخ بزرگوار آل ياسين شنيدم ، گفتم : « سبحان اللّه ! من هماره از دو چيز در شگفت بودم :
1 . موفقيت مؤلف در پايان رسانيدن اين شرح .
2 . رواج و گسترش آن به اين اندازه ( زيرا كتابخانهاى نيست كه اين كتاب عظيم در آن نباشد ) ، و اكنون حيرت من بر طرف شد .
آيت اللّه آل ياسين فرمود : چگونه ؟
گفتم : سخن شما بيانگر آن است كه صاحب جواهر هنگام نگارش تنها خدا را در نظر داشته و هرگز در انديشهء جاه و ريا و تعريف مردم و به رياست رسيدن نبوده ، و علت اصلى اتمام و رواج كتابش همين است .
فرمود : بلى ! راست گفتى . بيشتر نيتها مغشوش است . « 2 »
مرحوم محدث قمى به نقل از مرحوم آيت اللّه شيخ مهدى فرزند علامه شيخ على كاشف الغطاء مىافزايد :
« در زمان صاحب جواهر ، بيست نفر از دانشمندان و فقها به شرح شرايع
هامش
( 1 ) . همان ، ص 26 ، ح 777 و ص 30 ، ح 903 .
( 2 ) . قمى ، الفوائد الرضويه ، ص 453 .