دهند يعنى بهر اندازهء كه خواهد باب قلب را بر روى هر كس بتواند گشود و در هر نفسى بتواند از حال مريد آگاه باشد .
درويش كسى است كه از هر نيك و بدى كه در راه او آيد بتواند بجلدى بگذرد و هيچ مقام پست و بلندى را قابل توقف نداند .
عارف كسى است كه چيزى جز حق نبيند كه به آن از معروفيت خود منصرف شود .
و اصل كسى است كه ياد غير نكند تا چه جائى كه به چيزى از اشياء ممكنه مايل بود . 11
فوايد اين كتاب بسيار است : منجمله اين كه هر كس بخواند تميز اصل را از بدل تواند داد و عارف را از مدعيان فرق تواند داد . 12
تا توفيق الهى شامل است و نعمت حيات حاصل هوش و حواس را مهمل نبايد گذاشت . 13
شرح احوال مرا خواست ز من همدردى * كو است در فضل و كمالات و معانى مردى
خواست احوال فقيرى كه ز خود بى خبر است * ز جهان گر چه بكنجى است نهان دربدر است
اصلم از شهر عدم بود كش اعيان نام است * و اندر آنجا همگى هستى ما اعدام است
هر دم آيد به من از عالم اعيان پيغام * كانچه آغاز تو آن بود همان انجام است
هم در اين نشأه ترا گر جوى ادراك بود * زنده بر بادى و بنياد تو بر خاك بود