و شراب و ساقى و خرابات و خراباتى و بت و زنار و كفر و ترسائى و از براى هر يك استشهادى از ابيات گلشن راز بياوريم تا بدان مبيّن و مزيّن گردد . - و باللّه التوفيق - .
رخ
عبارت است از تجلى جمال الهى به صفت لطف مانند لطيف و رؤف و تواب و محيىء و هادى و وهاب .
و
زلف
عبارت است از تجلى جلال الهى به صفت قهر مانند مانع و قابض و قهار و مميت و مضلّ و ضار ، چه رخسار و زلف بتان مه پيكر را به حسب جامعيت نشأت انسانى از اين دو صفت متقابل بهره و نصيب دادهاند ، آينهء روى زيبا كه با تجلى جمالى لطف از روى روشنى و نور مناسبتى تام و سلسلهء زلف چليپا را با تجلى جلالى قهر از جهت تيرگى و ظلمت و خفا مشابهتى تمام هست و شاهد حقيقى را كه عبارت است از حقيقت به اعتبار حضور و ظهور با آنكه در پرده هر جلالى جمالى مختفى در شوكت هر جمالى جلالى متوارى است ، توان گفت كه از وراى تتق هر جمالى جلالى نيز جمالى پيدا و از اشعهء انوار بهر جمالى جلالى هويداست .
قال امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه -
« سبحان من اتسعت رحمته لاوليائه فى شدة نقمته و اشتدت نقمته لاعدائه فى سعة رحمته » و به زبان شرع از تجلى جمالى به نور و از تجلى جلالى به ظل اشاره شد ، قال اللّه تعالى
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 1 » قال اللّه سبحانه
« أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ »
« 2 » و گاه از مطلق ما سوى به زلف تعبير كنند چه همچنانكه زلف پرده و نقاب روى محبوب است ، هر يك از
هامش
( 1 ) - نور / 35 .
( 2 ) - فرقان / 45 .