خورنده خمر نخورد و مؤمن باشد و هيچ دزدى كننده ، دزدى نكند و مؤمن باشد .
چه زانى و شارب الخمر و سارق اگر چه گرويدهاند به بدى اين افعال و باور كردهاند ، ليكن چون باز نه ايستادهاند از آنها ، همانا خود نگرويدهاند و باور نكردهاند ، و كمال ايمان حاصل نمىشود مگر به تحقيق اين مرتبه .
و نوعى ديگر از كفر هست كه آن را كفر جهالت خوانند و آن قومى را باشد كه دعوت و ملت به ايشان نرسيده باشد و خبر از دين و دعوت ندارند و امرى كه در مقابل آن كفر است ، جزو معنى هر يك از مراتب ايمان و كفر است نه مرتبهاى از ايمان ، و اين احق است به اسم كفر از فسق ، زيرا كه اطلاق كفر بر اين ، از روى حقيقت است نه مجاز ، و هر كه امرى از امور دينيه و مسائل شرعيه ضروريه به او نرسيده باشد يا آن را نفهميده باشد ، از آن كفر او را بهره باشد .
و صاحب آن كفر اگر تقصيرى در تحصيل ايمان مقابلش نداشته باشد ، او را مستضعف خوانند و عذاب هيچ صنف از كافران سبكتر از عذاب آن قوم نباشد ، اگر نيك اخلاق بوده باشند بلكه بسا باشد كه ايشان را اصلا عذابى نباشد چنان كه حق تعالى مىفرمايد
« وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا »
« 1 » و جاى ديگر مىفرمايد
« إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً »
« 2 » .
و عذاب هيچ صنفى سختتر از عذاب جهود و منافق نيست و حق تعالى از كفر بعد از ايمان چند جا خبر داده ، مثل آنجا كه مىفرمايد
« يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ
هامش
( 1 ) - اسراء / 15 .
( 2 ) - نساء / 98 .