تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
و فديهء هر يك را داد و حرث نيز همه را آزاد ساخت . چون حريث نزد مهلب آمد ، او را به خاطر كارى كه در مخالفت با فرمان او كرده بود ، سى تازيانه بزد . حريث بن قطبه قسم خورد كه مهلب را خواهد كشت . مهلب ثابت بن قطبه برادر حريث را نزد او فرستاد و پيام‌هاى ملاطفت آميزش داد ، زيرا مىترسيد از او فتنه‌اى زايد . حريث از رفتن به نزد مهلب امتناع كرد و قسم خورد كه مهلب را خواهد كشت . ثابت بيمناك شد كه اگر چنين كند همهء آنان كشته خواهند شد . اين بود كه اشارت كرد كه به موسى بن عبد اللّه بن خازم پيوندد او نيز با سيصد تن از يارانش بيرون آمد و به او پيوست .

وفات مهلب

مهلب بمرد ، پسرش يزيد را به جاى خود نهاد و امر نماز را به دست پسر ديگرش حبيب داد . نيز همهء فرزندان خود را به همدستى و اتحاد سفارش كرد . سپس گفت : شما را به ترس از خدا سفارش مىكنم وصلهء رحم ، زيرا مرگ را به تأخير مىافكند و مال را افزون مىنمايد و بر شمار ياران مىافزايد و شما را از جدايى از يك ديگر بيم مىدهم زيرا جدايى آتش را در پى دارد و ذلت را و قلت را . بر شما باد اطاعت و اتحاد و بايد كه كارهايتان از گفتارهايتان برتر باشد و زنهار از لغزش زبان بپرهيزيد زيرا مردى كه پايش بلغزد باز حالش نيكو گردد ولى لغزش زبان ، سبب هلاكت مىگردد . حق آن كس را كه براى حاجتى قصد شما مىكند ، ادا كنيد . همين كه كسى هر صبح و شام نزد شما مىآيد ، كافى است كه از او ياد كنيد . بخشايش را جاى فرومايگى برگزينيد ، نيكوكارى را از خصال خود سازيد . با آن مرد عرب كه حاضر است در راه شما جان ببازد راه وفادارى در پيش گيريد . در جنگ آهستگى و كيد را از دست مهليد زيرا اين دو از شجاعت سودمندتراند . چون جنگ پيش آيد ، قضاء نيز فرود مىآيد ، اگر آدمى جانب حزم را گيرد و پيروز شود گويند ، با حوادث از آن راه كه مىسزيد ، رو به رو شد و بر آن پيروز گرديد ، پس همه ستايشگر او خواهند بود و اگر پيروز نگردد ، گويند او در كار خود تقصير نكرد و چيزى را فرونگذاشت ولى اين قضاى الهى بود كه كار خود كرد . بر شما باد به خواندن قرآن و آموختن سنن و روش نيكوان . زنهار از اين كه چون در مجلسى مىنشينيد ، فراوان سخن گوييد . اين بگفت و رخت از اين جهان به در برد . وفاتش در سال 82 بود . گويند چون مهلب خواست كه فرزندان خود را به اتحاد ترغيب كند ، فرمود تا دسته‌اى تير به هم بسته حاضر آوردند . پرسيد آيا اين تيرهاى به هم بسته را توانيد شكست ؟ گفتند : نه . آنگاه آنها را پراكنده ساخت و پرسيد : اينها را يك يك توانيد شكست ؟
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 90 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى