تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گشايش و رهايش ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
بود دانا شود و چون دانا شد به اصل خويش بازگردد و به عالم دانا رسد به همجنسى كه او را با آن عالم افتاده بود و از اين عالم نادان كه دوزخ به قوت است برهد . بررس تا بدانى ، بشناس تا برهى .

مسئلهء بيست و هفتم صراط چيست ؟

پرسيدى اى برادر كه « صراط چيست كه ايدون همىگويند بر سر دوزخ است كشيده ، باريك‌تر از موى و تيزتر از شمشير ، و همهء خلق را از او ببايد گذشت ، نيك‌بخت از او بگذرد و به بهشت رسد و بدبخت از او در دوزخ افتد ؟ بيان كن تا بدانيم » .

جواب

بدان اى برادر كه صراط در پارسى راه باشد و راه از دو گونه بود : يكى راه ظاهر كه مردم بر روى زمين بر آن راه روند ، و ديگر راهى كه مردم در او به نفس رود در نيكى و بدى . و اگر صراط يكى بودى بر سر دوزخ كشيده كه همهء خلق را از او ببايستى گذشت خداى تعالى در كتاب خويش [ 113 ] سورة الحمد را ياد نكردى كه مرا ياد كنيد تا شما را راه نمايم بدين آيت كه مىگويد :
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
، « 1 » همىگويد : ما را راه‌نماى سوى صراط مستقيم ؛ چون صراط مستقيم راست همىفرمايد خواستن دليل آن است كه به صراط ناراست جز از خدا يافته شود . و اگر خداى صراط يكى كرده بودى كه ما را بر آن ببايستى رفت و گذشت ما را نفرمودى اين دعا كردن :
« فَأُولئِكَ
« 2 »
مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ »
. « 3 » پس
هامش
( 1 ) . فاتحه ، 5 . ( 2 ) . در اصل : فاولئك . ( 3 ) . نساء ، 69 .