فصل سوم ( در محبت ) قال اللّه سبحانه و تعالى : و من النّاس من يّتخذ من دون اللّه اندادا يحبّونهم كحبّ اللّه و الّذين آمنوا اشّد حّبا للّه 2 : 165 . محبّت ابتهاج باشد به حصول كمالى ، يا تخيّل حصول كمال مظنون يا محقّق كه در مشعور به باشد . و به وجهى ديگر : محبّت ميل نفس باشد بدانچه در شعور بدان لذّتى يا كمال مقارن شعور باشد ، و چون لذّت ادراك ملايم است يعنى نيل كمال ، پس محبت از لذت يا تخيّل لذت خالى نباشد . و محبّت قابل شدّت و ضعف است ، اوّل مراتب او ارادت است چه ارادت بى محبّت نباشد ، و بعد از آن آنچه مقارن شوق باشد و با وصول تمام كه ارادت و شوق منتفى شود محبّت غالب تر شود . و ما دام كه از مغايرت طالب و مطلوب اثرى باقى باشد محبت ثابت بود ، و عشق محبّت مفرط باشد . و باشد كه طالب و مطلوب مّتحد باشند و به اعتبار متغاير ، و
أوصاف الأشراف ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٦٩
هامش
( 1 ) بقره 165 .
( 2 ) - ن و گ : كمالى .
( 3 ) - ن : ادراكى .