تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوصاف الأشراف ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢

گذشته در عطلت از عبادت ، يا در ترك سير در طريق كمال مقتضى تصميم عزم توبه باشد . و خوف اگر از سبب ارتكاب گناه و نقصان و نا رسيدن به درجهء ابرار باشد ، موجب جهد نمودن در اكتساب خيرات و مبادرت در سلوك طريق كمال باشد ، « ذلك يخوّف اللّه به عباده » 39 : 16 و كسى كه در اين مقام از خوف و حزن خالى باشد از اهل قساوت باشد « فويل للقاسية قلوبهم من ذكر اللّه أولئك في ضلال مبين » 39 : 22 ، و هر امن كه در اين مقام به سبب زوال اين خوف بود مقتضى هلاك باشد « ا فأمنوا مكر اللّه فلا يأمن مكر اللّه إلا القوم الخاسرون » 7 : 99 . اّما اهل كمال از اين خوف و حزن مبّرا باشند : « ألا انّ اولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون . » 10 : 62 و هر چند به حسب لغت ، خوف و خشيت به يك معنى است ، در عرف اين طايفه ميان هر دو فرق است كه خشيت به علماء خاص است كه « اّنما يخشى اللّه من عباده العلماء » 35 : 28 ، و بهشت ايشان خاص است « ذلك لمن خشى ربّه » 98 : 8 و خوف از ايشان منتفى است « لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » 2 : 62 . پس خشيت استشعارى باشد كه به سبب شعور به عظمت و هيبت حقّ عّز و علا ، و وقوف بر نقصان خود ، و قصور از بندگى حق ، و يا از تخيّل ترك ادب در عبوديت ، يا از اخلال به طاعت لازم آيد . پس خشيت خوفى خاص باشد : « و يخشون ربّهم و يخافون سوء الحساب » 13 : 21 دليل است بر آن .

هامش
( 1 ) زمر - 16 .
( 2 ) - زمر - 22 .
( 3 ) - اعراف - 99 .
( 4 ) - يونس - 62
( 5 ) - فاطر - 28 .
( 6 ) - بينه - 8 .
( 7 ) - يونس - 62 .
( 8 ) - رعد - 21 .