تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوصاف الأشراف ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

اوست متصرّف داند به تصرّفى كه در آن به منزلت تصرّف آلات باشد نه به منزلت تصرّف فاعل به آلات ، و به حقيقت آن دو اعتبار كه يكى نسبت به فاعلست و ديگر نسبت به آلت متحد شود و همه از آلت باشد بى آنكه آلت ترك توسط خود كند يا كرده باشد و اين به غايت دقيق باشد و جز بر رياضت قوهء عاقله بدان مقام نتوان رسيد ، و هر كس كه بدان مرتبه رسد به يقين داند كه مقّدر همهء موجودات يكى است كه هر امرى كه حادث خواهد شد در وقتى خاص به شرط و آلتى و سببى خاص ايجاد كند ، و تعجيل را در طلب و تأنّى را در دفع مؤّثر نداند ، و خود را هم از جملهء شروط و اسباب داند تا از دل بستگى به امور عالم خلاص يابد تا آنكه در ترتيب به آنچه به او خاص باشد از غير او مجّدتر باشد . و به حقيقت معنى « ا ليس اللّه بكاف عبده » 39 : 36 تصّور كند ، و آنگاه آن كس از جملهء متوكلان باشد ، و اين آيه در حق او و امثال او منزل است : « فاذا عزمت فتوكّل على اللّه انّ اللّه يحبّ المتوكّلين » 3 : 159

هامش
( 1 ) ن : فاعل باشد . گ : همه را او فاعل باشد .
( 2 ) - زمر - 36
( 3 ) - آل عمران - 159 .
أوصاف الأشراف ( فارسى ) — صفحة 85 | خواجه نصير الدين الطوسي