اما آنچه مورد اختلاف است اين كه آيا خبر واحد ثقهء معتبر كه همراه با قرينه و شاهد ديگرى نيست در تفسير حجيت و اعتبار دارد يا نه ؟ موافقان و مخالفان ديدگاههاى گوناگونى دارند كه به سه ديدگاه اشارت مىرود .
ديدگاهها و بررسى آنها
1 . بىاعتبارى خبر واحد در تفسير و غير آن
اين گروه معتقدند : تفسير قرآن به روايات آحاد ظنى معتبر ، صحيح نيست و خبر واحد حجيت ندارد ، نه در احكام شرعيه و آيات فقهى و نه در ساير مسائل . شيخ طوسى رحمه اللّه در « تبيان » « 1 » و شيخ محمد عبده در برخى نظراتش ، « 2 » علامه طباطبائى رحمه اللّه در « الميزان » « 3 » علامه شعرانى ، « 4 » سيد مرتضى ، طبرسى « 5 » ، ابو الفتوح رازى « 6 » و . . . از طرفداران اين ديدگاه هستند .
اين عده مىگويند : اخبار آحاد ظنآور است و نسبت دادن چيزى به خداوند متعال با دليل ظنى حرام است و شبههء « افتراء على اللّه » پيش مىآيد كه خود امرى حرام و گناهى بزرگ است .
از طرف ديگر ، اعتبار و حجيت خبر در صورتى است كه بيان باشد و بيان يا شفاهى است ، يا خبر متواتر و يا خبر واحد محفوف به قرينهء قطعيه ، اما خبر واحد بدون قرينهء قطعى ، ظنى است و بيان بودن آن نيز ثابت نشده است پس حجيت ندارد .
علامه طباطبائى رحمه اللّه در ذيل آيهء شريفهء
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
؛ و ما قرآن را بر تو فرستاديم تا براى مردم ، آنچه كه بر آنها نازل شده است روشن كنى و شايد آنها انديشه كنند » « 7 » مىفرمايد : آيه بر حجيت قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در تفسير و بيان آيات قرآن دلالت دارد و اين در خود بيان آن حضرت است ، و بيان اهل بيت عليهم السّلام نيز به دليل حديث متواتر ثقلين و غير آن ، ملحق به آن است ) .
هامش
( 1 ) تبيان ، ج 9 / 343 .
( 2 ) ابوريّه اضواء على السنة المحمدية / 391 .
( 3 ) الميزان ، ج 12 / 262 .
( 4 ) منهج الصادقين ، ج 1 / 31 .
( 5 ) مجمع البيان ، ج 9 / 199 . اگر چه ايشان در مقدمه ، تفسير را با خبر صحيح جايز مىداند ( ج 1 / 80 ) .
( 6 ) روح الجنان و روح الجنان ، ج 5 / 117 .
( 7 ) نحل / 44 .