« انّ تفسير القرآن لا يجوز الّا بالأثر الصحيح عن النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عن الائمة المعصومين عليهم السّلام الذين قولهم حجّة كقول النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » . « 1 »
تفسير روايى اگر چه در ميان روشهاى تفسيرى جايگاه ويژهاى دارد ، ولى با تغيير و تحول دانشها ، و افكار و انديشهها اين روش نيز داراى فراز و نشيب بوده است ، از زمان صحابه و تابعين كه بگذريم اوج و فرودهاى اين شيوه را مىتوان در قرنهاى سوم و چهارم و نيز قرنهاى دهم ، يازدهم و دوازدهم جست و جو كرد .
ديدگاهها
بدون شك روايات يكى از مهمترين منابع دينى در تفسير قرآن كريم به شمار مىرود ، اما بايد ديد تا چه اندازه مىتواند در اين زمينه نقش داشته باشد . آيا مىتوان تفسير قرآن را منحصر در روايات دانست ؟ يا اين كه گفت : نيازى به روايات نيست ؟ برخى در اين راه دچار افراط و عدهاى به وادى تفريط گرفتار آمدهاند . اين گروهها را مىتوان به سه دسته تقسيم نمود :
الف . اخبارىها : اخبارىگرى به معنا پيروى از ظواهر روايات است ، ولى طرفداران و منتسبان به اين گروه داراى شيوهء واحدى نيستند تا تعريف واحدى از آنها داشته باشيم . بلكه در استفاده از ظاهر روايات داراى شدت و ضعف مىباشند .
بسيارى از دانشمندان كه به نام « محدث » معروفاند ؛ مانند شيخ صدوق ، كلينى ، ابن قولويه ، فيض كاشانى ، و . . . ( رحمهم الله ) مبانى دين را از كتاب خدا و سنت ائمهء اطهار عليهم السّلام اخذ كردهاند و نمىتوان آنان را اخبارى دانست ، زيرا اينها به بحث و بررسىهاى منطقى ، استدلالى و برهانى از كتاب و سنت پرداختهاند . و اگر به اين گروه اخبارى گفته شود ، به معنا اعم است ، نه معناى اخص و مصطلح امروزى .
اما اخبارى به معناى اخص ، مىتواند به يكى از دو معناى زير باشد :
1 . اخبارى در مقابل مجتهد يا اصولى كه ادلهء استنباط احكام شرعى را چهار چيز ( كتاب ، سنت ، اجماع و عقل ) مىدانند ، تنها دو دليل ، يعنى كتاب و سنت را مدرك فهم مسائل شرعى مىدانند .
هامش
( 1 ) تبيان ، ج 1 / 4 .