آيات متشابه ، بايد به آيات « محكم » كه « ام الكتاب » هستند ارجاع داده شود .
ج . تفسير قرآن كريم يا بايد با استفاده از خود قرآن و يا با بهرهگيرى از روايات رسيده از اهل بيت عليهم السّلام باشد ، ولى آنچه عرفا و صوفيه ارائه دادهاند ، ذوق و سليقههاى شخصى است .
د . آنچه اين گروه به عنوان تفسير ارائه دادهاند ، معانى دور از روح شريعت اسلامى است و مصداق روشن « تفسير به رأى » است .
و به همين جهت است كه ابن الصلاح ( م 643 ق ) در فتاواى خود ، حكم به كفر برخى از علمايى را صادر كرده است كه معتقدند : كتاب « حقائق التفسير » از ابو عبد الرحمن سلمى از مشايخ صوفيه ، تفسير قرآن است . « 1 »
ه . تفاسير موجود با گرايش صوفى ، مبتنى بر تسامح و تساهل در متون دينى و بىاهميت جلوهدادن آنها است .
اصول و مبانى عرفانى در تفسير
1 . توجه و عنايت به بعد توحيدى .
2 . تهذيب نفس كه خود يكى از راههاى معرفت است .
3 . تعقل و تفكر ، اگر چه برخى حدس و خيال را نيز اضافه كردهاند .
4 . تقسيم جهان هستى به ناسوت ، ملكوت ، جبروت ، لاهوت ، و احديت .
عالم ناسوت ، همان عالم ماده است كه ظلّ عالم ملكوت است و ساير عوالم ، هر يك ظلّ ديگرى است تا به عالم احديت مىرسد .
5 . در عالم مفارقات حجاب وجود ندارد ( لا غشاء فى المفارقات ) « 2 » موجودات غير مادى كه مفارقات هستند هر جوهر مجرّد آيينهء موجود ديگرى است و قلوب اهل دل جايگاه محبت ديگران است و دلهاى محبّان آيينهء يكديگرند .
6 . امكان ارتباط با عالم غيب .
هامش
( 1 ) زركشى ، البرهان ، ج 2 / 170 .
( 2 ) مفارق موجود غير مادى و جداى از ماده را گويند و مفارقات ما فوق اجسام و جسمانيات است كه شامل جواهر مجروه عقليه و نفسيه مىشود ( ر . ك ، دكتر سجادى ، فرهنگ علوم فلسفى و كلامى / 742 .