مفهوم صوفيه ، باطنيه و عارف
صوفى ، منسوب به « صوف » به معناى پشم گوسفند است و به كسى گويند كه پيرو طريقه تصوف باشد ، صوفى ، پشمينه پوشى را گويند كه مسلكش دورى گزيدن از زيبايىهاى دنيا و خواهشهاى نفسانى و روى گردانى از ما سوى الله است .
ابن خلدون گويد : « تصوّف هو ارسال النّفس مع اللّه ؛ « 1 » تصوّف آن است كه انسان ، نفس خود را هميشه با خدا رها نمايد . »
از اختراعات صوفى گرايان ، شعار « طريقت » است ، كه آن را در مقابل « شريعت » قرار دادهاند . اين گروه تصور مىكنند : اهل شريعت همان ظاهريون هستند ، و اهل طريقت اهل باطناند و خود ، جمع بين طريقت و شريعت نمودند ، ولى طريقت را بر شريعت برترى دادهاند ؛ زيرا اصل ، باطن است و ظاهر عنوان باطن مىباشد .
صوفيه ، گروه خاص ديگرى نيز به نام « عرفاء » دارند ، كه شيوهء آنها بسى ظريفتر و دقيقتر از صوفيه به معناى عام است ، حتى تأويلات آنها نيز به ظواهر كتاب و سنت نزديكتر است .
دانشمندان صوفى در تقسيم ديگرى دو قسم براى تصوّف بيان كردهاند : يكى تصوف نظرى ، كه فهم باطن از راه بحث و درس و استدلال مىباشد و ديگرى تصوف عملى كه به آن « فيضى » يا « اشارهاى » مىگويند و آن مبتنى بر اصولى ؛ از جمله زهد و فناء فى اللّه مىباشد . « 2 »
دلايل تفسير عرفانى
در هر صورت اين گروه براى روش تفسيرى خود به دلايلى تمسك كردهاند كه برخى از آنها عبارتند از :
1 . از آن جا كه قرآن كريم ، مطابق روايات وارد شده ، داراى « بطون » و معانى دقيق است و در برخى روايات تعبير به « سبعة بطون ؛ هفت بطن » شده است ، هر فرد عادى آن معانى دقيق را
هامش
( 1 ) مقدمه ابن خلدون / 522 .
( 2 ) معرفت التفسير و المفسرون ( فى ثوبه القشيب ) ، ج 2 / 526 .