نمايند و اين خود اجازهء ضمنى تفسير قرآن كريم براى افراد عالم و باتقوا است .
2 . سيرهء ائمهء اطهار عليهم السّلام همواره بر اين بوده است كه شاگردانى را براى درك و فهم قرآن ، يا احكام شرعى تربيت مىكردند و به آنها اجازهء اجتهاد و استنباط از آيات و روايات مىدادند ، چنان كه ابن عباس تربيت شدهء مكتب على عليه السّلام است . امام صادق عليه السّلام نيز شاگردان ويژهاى ؛ مانند : زرارة بن اعين ، يونس بن عبد الرحمان ، مؤمن طاق و . . . تربيت نمود و گاهى به آنها مىفرمود : « علينا القاء الاصول و عليكم بالتفريع وظيفهء ما آموختن مبانى و اصول استنباط است و وظيفهء شما تفريع و استخراج حكم . »
گاهى برخى از شاگردان ( مانند عبد الاعلى ، مولى آل سام ) كه از كيفيت مسح نمودن و تكليف كسى كه قادر بر مسح نمودن بر روى پا نيست ، از امام عليه السّلام سؤال مىنمودند . حضرت در پاسخ اين پرسش فرمود :
يعرف هذا و اشباهه من كتاب اللّه عز و جل . قال اللّه تعالى :
ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ
« 1 » امسح عليه ؛ « 2 »
حكم اين مسأله و مشابه آن مىتوان از قرآن استخراج كرد ، خداوند مىفرمايد : « در دين بر شما حرجى نيست . » در نتيجه با استفاده از آيه ( نفى حرج ) مسح بايد روى پارچهاى كه بر زخم ( جبيره ) مىبندند انجام گيرد .
3 . از آن جا كه قرآن كتاب هدايت است و مردم را از تاريكىها نجات و به سوى نور حقيقى راهنمايى مىكند ، بايد براى اين امر مهم آنچه بر مردم عادى و مشتاقان معارف قرآن روشن نيست ، عالمان و آگاهانى باشند تا آنها را روشن و مردم را از تاريكىها و گمراهىها نجات دهند ، و اين خود بدون اجتهاد در تفسير ميسر نمىشود .
4 . آياتى از قرآن كه مربوط به خردمندان است آنها را دعوت مىكند تا از اين كتاب الهى عبرت گيرند و راه سعادت را با تمسك به آن برخود هموار سازند ، اين عده كه داراى انديشه و ادب در حد مطلوبى هستند ، تفسير قرآن براى آنها مجاز است .
خداوند مىفرمايد :
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ
؛ « 3 » ما كتابى
هامش
( 1 ) حج / 78 .
( 2 ) وسائل الشيعة ، ج 1 / 327 ، كتاب الطهارة ، ابواب الوضوء .
( 3 ) ص / 29 .