يك مفسّر باشد . در نتيجه منظور از تفسير اجتهادى ، همان معناى سوم است .
روشن است كه يك مفسر نمىتواند از مفسر ديگر ، در تبيين آيات قرآن ، تقليد كند ، بلكه بايد با دليل و برهان و استفاده از ادله و منابع صحيح و معتبر به تفسير آيات قرآن بپردازد .
شواهد و دلايل تفسير اجتهادى
1 . براى فهم قرآن كريم ، خداوند متعال مردم را دعوت به تدبر در آيات نموده است و اين نشان مىدهد كه قرآن براى عموم مردم قابل فهم است ، چنان كه مىفرمايد :
هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ
، اما چون آيات قرآن داراى مراتب ، و نيز داراى تأويل ، بطن ، كنايات ، استعارات ، تمثيل و موارد ديگر مىباشد همهء مردم نمىتوانند تمام قرآن را بفهمند ، بدين جهت قرآن كريم نياز به تفسير دارد ، اما هر كسى اين شايستگى را ندارد ، بلكه به شرايطى نياز دارد كه پس از اين بيان مىشود .
احاديث و كلام مفسران نيز گوياى اين نكته است ، چنان كه على عليه السّلام در حديثى مىفرمايد :
« انّ اللّه قسّم كلامه ثلاثة اقسام ، فجعل قسما منه يعرفه العالم و الجاهل و قسما لا يعرفه الّا من صفا ذهنه و لطف حسّه و صحّ تمييزه ممّن شرح اللّه صدره للاسلام و قسما لا يعلمه الّا اللّه و ملائكته و الرّاسخون فى العلم » ؛ « 1 »
يعنى :
خداوند كلامش را بر سه قسم قرار داده است :
يك . آياتى كه عالم و جاهل ، هر دو آن را مىفهمند .
دو . آياتى كه همه نمىفهمند ، بلكه افرادى مىفهمند كه داراى صفاى ذهن و لطافت فهم و تشخيص صحيح باشند ، از انسانهايى كه خداوند شرح صدر به آنها داده است .
سه . آياتى كه فقط خداوند متعال و فرشتگانش و راسخان در علم آن را درك مىكنند .
در تقسيمى كه از ابن عباس روايت شده است نيز ، يك قسم تفسير آيات را ويژهء علما مىداند « تفسير يعلمه العلماء » « 2 » بنابراين غير از آيات در حد فهم مردم عامى ، آياتى است كه علما بايد آنها را تفسير و تبيين
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ، ج 18 / 137 ، حديث 44 .
( 2 ) التفسير و المفسرون ، ج 1 / 57 ، به نقل از : تفسير طبرى .