اين موارد نمونههايى از تفسير به رأى از جانب افرادى است كه خداوند آنان را چنين وصف نموده است
وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ رُسُلِي هُزُواً
« 1 »
وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ
« 2 » و
وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
« 3 » كسانى كه « آيات و پيامبران مرا به سخره گرفتند » ، « و با جدل و استدلال باطل ، حق را پايمال مىكنند » و « گروهى از آنان كلام خدا را مىشنوند و به دلخواه خود آن را تحريف مىكنند ، با آن كه كلام خدا را فهميده و معنا آن را دريافتهاند » « 4 » .
اين روش مورد مذمت تمام مفسران و دانشمندان قرار گرفته است . در روايات فراوانى نيز از آن نهى شده است ، و ممكن است برخى مفسران ناآشناى با تفسير خواسته يا ناخواسته به اين شيوه مبتلا شوند و همين برداشتها باعث شده است كه مفسران پيرو يك مكتب ، مفسرى را كه پيرو مذهب و مكتب ديگرى است متّهم نمايند .
البته اين روش بسيار خطرناكى است كه دين و مسلمانان را به انحراف مىكشاند ، بدين جهت لازم است جوانب آن به خوبى شناخته شود . در آغاز به بيان روايات در اين زمينه پرداخته مىشود .
روايات و تفسير به رأى
روايات در ممنوعيت و مذمت تفسير به رأى به طور متواتر از شيعه و سنى نقل شده است كه برخى از آنها عبارتند از :
1 .
عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال : « من فسّر القرآن برأيه فاصاب ، لم يوجر و ان اخطأ كان اثمه عليه » « 5 »
امام صادق عليه السّلام فرمود : كسى كه قرآن را تفسير به رأى كند اگر چه صحيح هم باشد پاداشى به او داده نمىشود و اگر به خطا رود گناهش برگردن او است .
هامش
( 1 ) كهف / 106 .
( 2 ) غافر / 5 .
( 3 ) بقره / 75 .
( 4 ) براى اطلاع بيشتر مىتوان به الغدير ، ج 10 ، ص 135 بخش آيات محرّفه مراجعه كرد .
( 5 ) تفسير عياشى ، ج 1 / 17 .