الهى است .
إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ
منظور ابو جهل است . و
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا
ابو بكر و
عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
عمر و
تَواصَوْا بِالْحَقِّ
عثمان و
تَواصَوْا بِالصَّبْرِ
على مىباشد ، و بعد گفت : ابن عباس اين چنين براى مردم خطبه خواند و سخن گفت .
اين روايت كه در تفسير قرطبى « 1 » نقل شده است هيچ گونه سندى ندارد ، آيا يك مفسر يا مؤلّف كه كتاب خود را اين چنين با قلم سياه مىكند نبايد از سند آن بحث كند يا سند را بياورد ، آيا اين نسبت به ابن عباس كه دانشمند و مفسر امّت است معقول است ؟ آيا اين نسبت به ساحت مقدس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صحيح مىباشد ؟ « 2 » ب . سمرة بن جندب با گرفتن چهار صد هزار درهم از معاويه ، حديثى را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جعل و نقل كرد كه آيهء
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ
« 3 » كه مربوط به منافقان و ( اخنس بن شريق ) است در حق على عليه السّلام نازل شده ، و آيهء
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
« 4 » كه مربوط به امير المؤمنين عليه السّلام و جريان « ليلة المبيت » است ، در حق ابن ملجم مرادى ، قاتل آن حضرت نازل شده است . « 5 »
تفسير به رأى نه تنها در آيات قرآن ، بلكه در روايات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز صورت گرفته است ، چنان كه در جنگ صفين ، وقتى عمار ياسر به شهادت رسيد و حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر معاويه خواندند كه گروه ستمكارى عمار را خواهند كشت ( پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به عمار فرموده بود :
« تقتلك الفئة الباغيه ؛
گروهى ستمكار تو را خواهند كشت » ) .
معاويه اين حديث را تحريف و تفسير ديگرى كرد و مصداق آن را على عليه السّلام معرفى كرده ، گفت : منظور از گروه ستمكار كسى است كه عمار را به ميدان جنگ آورده ؛ يعنى على بن أبى طالب . اين در حالى بود كه لشكر معاوية عمار را به شهادت رساند .
هامش
( 1 ) تفسير قرطبى ، ج 20 / 180 .
( 2 ) علامه امينى ، الغدير ، ج 10 / 134 .
( 3 ) بقره 204 .
( 4 ) بقره 207 .
( 5 ) الغدير ، ج 11 / 20 و ج 2 / 101 . به نقل از ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 1 / 361 ؛ زين العابدين قربانى ، علم حديث ، 69 .