نهايت يكى از آنها مقدم مىشود : ( احكام عقلى و شرعى ، يا ظنى است و يا قطعى كه چهار صورت مىشوند ) .
حكم عقلى قطعى * حكم شرعى ظنى ، - حكم عقلى قطعى مقدم است .
حكم عقلى ظنى * ، حكم شرعى ظنى ، - حكم شرعى ظنى قابل پذيرش است .
حكم شرعى قطعى * ، حكم عقلى ظنى ، - حكم شرعى قطعى پذيرفته مىگردد .
حكم شرعى قطعى حكم عقلى قطعى - تعارض ندارند [ زيرا يا مقدمات دليل عقلى خطا است ، يا ظاهر دليل شرعى مراد نيست ] .
عقل در اصطلاح
دانشمندان علوم مختلف ، براى عقل تعريفهاى گوناگونى بيان كردهاند ، و هر يك از روزنهاى خاص بدان نگريستهاند كه منطبق بر موارد خاصى مىشود ، ولى آنچه در اين جا مهم است اين كه منظور از « تفسير عقلى » چيست و عقل چه كاربردى در تفسير دارد ، اكنون ضمن ارائهء تعاريف مختلف از عقل ، به بيان اين مهم پرداخته مىشود :
1 . عقل به معناى ادراك و فهم . « 1 »
2 . قوهء درك كنندهء كليات كه مرتبهء كمال نفس است .
3 . مطلق نفس ؛ يعنى روح مجرد انسان .
4 . قوت تدبّر زندگى .
5 . قوت تدبير سعادت اخروى كه آن را « عقل معاد » نيز مىگويند . « 2 »
6 . قوت تفكر ، تعمق و استدلال ؛ يعنى « عقل انسانى ، در آغاز آفرينش » كه به آن « عقل غريزى » نيز مىگويند . « 3 »
7 . عقل به معناى وسيلهء تنظيم كنندهء معلومات و يافتهها و در نتيجه ، ابداع و اختراع يك ديدگاه و نظريهء جديد .
هامش
( 1 ) ر . ك : الميزان ، ج 2 / 250 .
( 2 ) ر . ك : اسفار ، ج 3 / 378 و 371 و ج 2 / 142 . و نيز دكتر سجادى ، فرهنگ علوم فلسفى و كلامى / 483 .
( 3 ) دكتر سجادى ، فرهنگ علوم فلسفى و كلامى / 496 .