تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سه اصل ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
للقرآن و القرآن يلعنه " :
فردا كه معاملان هر فن طلبند * حسن عمل از شيخ و برهمن طلبند آنها كه دروده‌اى جوى نستانند * آنها كه نكشته‌اى بخرمن طلبند
( 180 ) و اگر چنانچه نشنوى و در گوش نكنى ، از باغ امير گو كلوخى كم باش ، گو كلاغى بر كلوخى چند روزى نشسته مىباش ، و بهواى نفس اماره قرقرى مىكرده باش ، "
إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ
" .
تن بى روح چيست مشتى گرد * دل بى علم چيست بادى سرد
هر آن دلى كه درين خانه زنده نيست بعشق * برو نمرده به فتواى من نماز كنيد
( 181 ) مدتيست كه "
أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ وَ ما يَشْعُرُونَ
" تعزيت تو داشته و بر لوح مزار پيشانيت آيه "
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ
" در ازل نوشته شده و بر سر گور دلت سنگ سياه "
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً
" افتاده گشته ، و حافظان كلام ملك علام