تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سه اصل ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
از آن اشرف است ، بلكه طبيعت كه جوهريست سارى در همه اجسام به بساطت و شرافت اقربست از آنچه ايشان وى را معبود خود انگاشته‌اند ، و همچنين توحيد را بر وجهى تصور كرده‌اند كه كسى نفى شريك از طباخ و خباز و درودگر و بنا نمايد ، و ملائكه خدا را چنان تعقل نموده‌اند كه مردمان مرغان پرواز كننده را چنان تصور نمايند . و همچنين پيغمبر خدا را در دانستن كتاب و وحى زياده از آنكه كسى بتقليد از ديگرى معانى فرا گيرد ، ندانسته‌اند . فرق نزد ايشان همين است كه وى عليه و آله السلام مقلد جبرئيلست عليه السلام و ديگران مقلد بشر ، و ندانسته‌اند كه تقليد داخل علم نيست . علم حقيقى نوريست كه از خداى بر دل هر بنده كه خواهد نازل مىگردد ، و گمان ايشان چنانست كه پيغمبر بطريق معهود قرآن از وى حفظ نموده و همچنين ائمه هدى و اولياء خدا عليهم السلام هر يك از ديگرى بطريق نقل و روايت سخن شنيده‌اند ، نه آنكه بمقتضاى "
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
" از حق تعالى بر دل نورانى ايشان بسبب اتصال روحانى با عالم غيب فائض گشته ، و بعد از آن از راه دل بر زبان آمده و از جانب غيب بجانب شهادت ظهور نموده .
برو بزداى روى صفحه دل * كه تا سازد ملك پيش تو منزل