تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سه اصل ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
( 141 ) مانع دوم كدورت و زنگ "
فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
" مثل كدورت معاصى و خبث نفس كه بسبب بسيارى شهوات و فسوق در نفس حاصل مىشود و مانع صفاى دل و جلاى روح مىگردد ، و به قدر بسيارى كدورت و تراكم و ظلمت مانع مىشود از تجلى حق و انعكاس آن نور كه بوى اشياء ديده مىشود در دل . هيچ گناهى و خطائى نيست كه اثرى در دل از كدورت وى حاصل نشود ، كه "
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
" . پس اگر معاصى بسيار شود و كدورت و ظلمت رسوخ پيدا كند ، دل را چنان مىكند كه از استعداد انكشاف علوم در وى اثرى نماند ، و قوتش باطل گردد "
وَ طُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ
" . ( 142 ) سيم انحراف و عدول از جهت مطلوبست همچنانكه دل بعضى صالحان و عادلان ، كه اگر چه صافى باشد از غش گناهان و كدورت شهوات و لوح ضميرش از صورت غير ساده و از براى انتقاش علوم آماده ، ليكن نور معرفت در وى نمىافتد ازين سبب كه همتش مصروف بجانب طلب حق نيست و آئينه ضميرش با شطر كعبه مقصود محاذى نيفتاده و وجه باطن خود را با جانبى كه اصل علوم و حقائق معارف از آنجاست متوجه نساخته ، چنان كه حق تعالى از خليل عليه السلام حكايت كرده كه "
وَجَّهْتُ