عليهم السلام بمعنى ديگر غير ازين معنيها كه حالا مصطلح متاخران گشته اطلاق مىكردهاند ، و اكنون تصرف در آن شده ، بعضى را بتحريف و بعضى را بتخصيص . از آن جمله لفظ فقه است ، چنانچه بعضى از دانايان تصريح بدان نمودهاند كه در ازمنه سابقه لفظ فقه را اطلاق مىكردهاند بر علم طريق آخرت و معرفت نفس و دقائق آفات و مكايد و امراض وى و تسويلات و غرور شيطانى فهم نمودن و اعراض نمودن از لذات دنيا و اغراض نفس و هوا و مشتاق بودن بنعيم آخرت و لقاء پروردگار و خوف داشتن از روز شمار .
( 116 ) و اكنون پيش طالب علمان اين زمان فقه عبارتست از استحضار مسائل طلاق و عتاق و لعان و بيع و سلم و رهانت و مهارت در قسمت مواريث و مناسخات و معرفت حدود و جرائم و تعزيرات و كفارات و غير آن . و هر كه خوض درين مسائل بيشتر مىكند ، و اگر چه از علوم حقيقيه هيچ نداند ، او را افقه مىدانند ، و نزد ارباب بصيرت چنانچه از مؤداى "
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
" و از فحواى "
لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ