تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سه اصل ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
كن كه از مهلكاتست ، و بدانچه اطباء ارواح و نفوس از قوانين علاج در دفع و ازاله هر مرضى ازين امراض نفسانى قرار داده‌اند عمل مىكن ، و در هر بدى كه بمردم نسبت مىدهى خود را بدان متهم ميشناس و همچنين در اعتقادات و اعمال رأى خود را باطل و عليل مىدان ، كه " رأى العليل عليل " . ليكن مشكل آنست كه خود را بدين صفات " سليما جهل " موصوف نمىدانى ، و لحاف غرور شيطان را در سر كشيده ، پندارى كه مگر كسب دانشى يا هنرى كرده‌اى ، زيرا كه مشغول بوده‌اى چندگاه به خواندن و نوشتن درس و مقالات شيوخ و حفظ اقوال و تحصيل اساتيد عاليه و علاوه آن ، كشته تحسين عوام و تعظيم ناقصان . هيهات كاشكى آنچه خوانده بودى و دانسته ، نمىخواندى و نمى دانستى .
اين خرمن دانش كه تو اندوخته‌اى * سرمايه مرد خوشه چينى به از اوست
( 96 ) دولتى مىبود اگر لوح انديشه‌ات ازين نقشها ساده مىبود يا بر سذاجت اصلى خود ، كه " البلاهة أدنى إلى الخلاص من فطانة تبراء " عود مىنمودى . حكايت تو و كسب علوم كردن و نفس