پس از اين همه استدلالى كه آورديم ما را به اين انديشه كشاند كه اين كتاب كه تا كنون به فارابى نسبت داده مىشده است از او نيست و وظيفهء ماست كه به جستجوى مؤلف حقيقى اين اثر بپردازيم . متأسفانه هيچ نشانهاى براى تحقيق اين مطلب نداريم .
با وصف اين ما ادلهاى جدّى در دست داريم كه چنين مينديشيم كه يك فيلسوفى كه تربيت شده مكتب فارابى است و بعد بر اثر علل مختلف و به سبب ره آوردهاى عرفانى و عناصرى كه احتمالا در رسائل مشهور اخوان الصفا ديده مىشود از روش اصلى مكتب خود منحرف گرديده است .
خليل جر ، دكتر ادبيات ، استاد دانشسراى عالى و ادبيات بيروت
شرح فصوص الحكمة — صفحة ديباچه 29
مساهمون: محمد تقي الأستر آبادي
صديباچه ٢٩