د - فرهنگ « قاموس خاص » و روش فارابى
همه وجوه مغايرت با عظمتى كه دارند جز با يك بررسى دقيق در متون آشكار نمىشود آنچه كه در بادى امر جلب نظر مىكند اين است كه روش فارابى داراى جنبه خاصى است . « نه تنها افكار فارابى جنبهء شخصى دارد بلكه روش نگارش او داراى خصوصيت فردى است . كسى كه روش نگارش او را مىشناسد در يك لحظه با ملاحظه يك قطعه تأييد مىكند كه آن اثر از رشحات قلم او هست يا نه ؟ » « 1 » . اين نظر صائبى است كه روش خاص فصوص است كه شكى دربارهء عدم انتساب آن را به معلم ثانى در ما ايجاد مىكند » . م . ا . مدكور به خوبى روش مؤلف را چنين توصيف مىكند كه قرائت يك رساله تنها كه به دست استاد نگارش يافته باشد براى شناخت و صحت انتساب آن كافى است . بهر جهت اين روش موجز و حتى خيلى موجز به خوبى روشنگر عدم شباهت آن با لسان فصوص است . واضح است گاهى اين نظر بر اثر ابهام شدت ايجاز روشن است ولى ابهام بيشتر در انديشههاى مطروحه بيشتر از ابهام در ايجاز روش مشهود است . در جوار اين ملاحظات كه كاملا جنبهء نظرى دارد در هر صفحه اين آثار