در جامعه به كار ببنديم .
البته آن طور تأمّل و تفكّرى كه عترت رسول خدا صلي الله عليه و سلم بدان راهنمايى مىكند .
نه اينكه هركسى از ظنّ خود چيزى بگويد و به قرآن نسبت بدهد . و بدين جهت است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم نجات و پيروزى را در پيروى از اين دو مىداند نه در پيروى يكى و ترك ديگرى . مانند بعضى از سنّىها كه گفتند ( حَسَبُنا كِتابُ اللّهِ ) كتاب خدا ما را كافى است . و از اهل بيت نبوّت و رسالت دور افتادند . و نه مانند بعضى از شيعههاى اخبارى كه گفتند ما از كتاب خدا چيزى نمىتوانيم بفهميم ، تنها اخبار و روايات ائمه ما را كافى است . آن دسته از آن طرف منحرف شدند و اين دسته از اين طرف . ( مردم اندر حسرت فهم درست )
بنابراين ، تحقق احكام قرآنى مساوى است با به وجود آمدن مدينه فاضله حكما بلكه بالاتر از آن ، مساوى است با آزادى و رشد شخصيت انسانها و خوديابى آنها و رسيدن به مقام والاى خليفه الهى .
آن كتاب زنده قرآن حكيم * حكمت او لايزال است و قديم
نسخه اسرار تكوين حيات * بى ثبات از قوتش گيرد ثبات
حرف او را ريب نى تبديل نى * آيهاش شرمنده تاويل نى
مىبرد پاپند و آزاد آورد * صيد بندان را به فرياد آورد
نوع انسان را پيام آخرين * حامل او رحمه للعالمين
ارج مىگيرد ازو ناارجمند * بنده را از سجده سازد سربلند
رهزنان از حفظ او رهبر شدند * از كتابى صاحب دفتر شدند
گر تو مىخواهى مسلمان زيستن * نيست ممكن جز به قرآن زيستن
از تلاوت بر تو حق دارد كتاب * تو ازو كامى كه مىخواهى بياب
اقبال لاهورى
نكتهاى كه حائز اهميت و قابل توجه است اين است كه اين نارساييهاى