گفتگو كن گفتگو كن ، گفتگو * جستجو كن ، جستجو كن ، جستجو
شرح سِرّ چون شكنج زلف يار * موبه مو كن ، موبه مو كن موبه مو
رو به هاى و هوى كوى بزم يار * هاى و هو كن هاى و هو كن هاى و هو
وانگهى از خود منى و آلودگى * رفترو كن رفتروكن رفترو
اى خدا اين نهر جان را از خودى * شستشو كن شستشو كن شستشو
چون نخواهى خود فراموشت شود * ياد او كن ياد او كن ياد او
و چون خداوند نور آسمانها و زمين است . اللّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالْارضِ « 1 » كتابش هم نور است كه : قَد جائَكُم مِنَ اللّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبين « 2 » به تحقيق كه براى شما از ناحيه خدا نور و كتاب آشكار روشنگر آمده است . پس آدمى هم كه قرآن براى او نازل مىشود و او را مكلف به انجام دستورات خود مىكند نيز بايد نورانيّت داشته باشد . زيرا كه بايد بين مكلّف و مُكلّفٌ بِهِ سنخيت بوده باشد و الا تكليف بدون سنخيت تكليف به محال خواهد بود . پس خدا نور است آسمانها و زمين نور است ، كتاب خدا نور است و بنده خدا هم نور است .
اين برون از آفتاب و از سهاست * و آن درون از عكس انوار علاست
نور نور چشم خود نور دل است * نور چشم از نور دلها حاصل است
باز نور نور دل نور خداست * كو ز نور عقل و حس پاك و جداست
تا كجا آنجا كه جا را راه نيست * جز سنا برق مه الله نيست
هامش
( 1 ) - نور 35
( 2 ) - مائده 15