صائدى ، نمونههاى شناخته شده اين دسته از شيعيان و علاقهمندان اهل بيت عليهم السلام بودند . آنان ، پس از مرگ معاويه ، در خانه سليمان بن صُرَد خُزاعى جمع شدند و باب نامهنگارى به امام حسين عليه السلام ، پس از مرگ معاويه ، به دست آنها گشوده شد .
دو . شيعيان طبقه دوم
اين دسته ، كسانى بودند كه بر اثر جاذبههاى حكومت علوى و آشنايى با احاديثى كه اصحاب بزرگ پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در فضايل اهل بيت عليهم السلام نقل كرده بودند ، به اين خاندان ، اظهار ارادت مىكردند ؛ ولى دوستى آنها ، از مرز ظاهر و زبان ، تجاوز نمىكرد . امام صادق عليه السلام اين دسته را دوستانِ تَرازِ پايين اهل بيت عليهم السلام وصف فرموده است :
وَ الطَّبَقَةُ الثانِيَةُ : النَّمَطُ الأَسفَلُ ، أحَبّونا فِى العَلانِيَةِ وَ ساروا بِسيرَةِ المُلوكِ ، فَأَلسِنَتُهُم مَعَنا وَ سُيوفُهُم عَلَينا « 1 » .
گروه دوم ، پايينترند . ما را آشكارا دوست دارند ؛ ولى به شيوه پادشاهان رفتار مىكنند . از اين رو ، زبانهايشان ، با ماست و شمشيرهايشان ، بر ضدّ ما !
در دوران حكومت امام على عليه السلام و ديگر امامان ، بيشتر مردم كوفه از همين دسته بودند ؛ همانها كه امام على عليه السلام در اواخر حكومت خود ، پى در پى ، از آنها گله مىكرد و خطاب به آنها مىفرمود :
يا أَشباهَ الرِّجالِ وَلا رِجالَ « 2 » .
اى مردْنمايانِ نامرد !
و مىفرمود :
مُنيتُ بِمَن لا يُطيعُ « 3 » .
گرفتار كسانى شدهام كه فرمان نمىبرند .
هامش
( 1 ) تحف العقول : ص 325 .
( 2 ) نهج البلاغة : خطبه 27 ، الكافى : ج 5 ص 6 ح 6 ، بحار الأنوار : ج 34 ص 65 ح 931 .
( 3 ) نهج البلاغة : خطبه 39 ، بحار الأنوار : ج 34 ص 32 ح 905 .