زياد شدن اين روزهايم را ، و رسيدن به اين شهادتگاه را ، و اين كه مرا از كسانى قرار دهى كه دعوت شدند و طاعت و دوستى و يارى آنان را اجابت كردند و اين كه آن را با آسايشى به همين زودى و با شتاب ، به من نشان دهى ، كه تو بر هر چيزى توانايى " .
آن گاه سرت را به سمت آسمان ، بلند كن و بگو : " به تو پناه مىبرم از اين كه از كسانى باشم كه ايّام تو را آرزو نمىكنند . پس پناهم ده - اى معبودم - به رحمت خودت از اين " .
اى ابن سِنان ! اين ، بهتر است از فلان و فلان حج و فلان و فلان عمره كه به صورت داوطلبانه انجام دهى و مالت را براى آن هزينه كنى و بدنت را به زحمت و رنج بيندازى و از خانواده و فرزندانت جدا شوى .
بدان كه هر كس اين نماز را در اين روز بگزارد و اين دعا را با اخلاص بخواند و اين عمل را با يقين و صدق انجام دهد ، خداوند متعال ، ده خصلت به او مىبخشد كه از جمله آنهاست : خداوند ، او را از مرگ بد ، نگه مىدارد ، و از بدىها و نادارى در امان مىدارد ، و هيچ دشمنى را بر او چيره نمىكند تا بميرد ، و او را از ديوانگى و بيمارىِ جُذام و پيسى در خودش و فرزندانش تا چهار پشت ، حفظ مىكند ، و راه نفوذ شيطان و دوستانش را بر او و نسلش تا چهار پشت مىبندد » .
ابن سِنان مىگويد من باز گشتم ، در حالى كه مىگفتم : ستايش ، از آنِ خدايى است كه با شناخت شما و دوستىتان ، بر من منّت گذاشت و از او درخواست مىكنم كه مرا به منّت و رحمتش بر فرمانبردارى از شما در واجباتم يارى كند . « 1 »
هامش
( 1 ) دَخَلتُ عَلى سَيِّدي أبي عَبدِ اللَّهِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام في يَومِ عاشوراءَ ، فَأَلفَيتُهُ كاسِفَ اللَّونِ ظاهِرَ الحُزنِ ، ودُموعُهُ تَنحَدِرُ مِن عَينَيهِ كَاللُّؤلُؤِ المُتَساقِطِ . فَقُلتُ : يَابنَ رَسولِ اللَّهِ ! مِمَّ بُكاؤُكَ لا أبكَى اللَّهُ عَينَيكَ ؟
فَقالَ لي : أوَ في غَفلَةٍ أنتَ ؟ أما عَلِمتَ أنَّ الحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ اصيبَ في مِثلِ هذَا اليَومِ ؟ فَقُلتُ : يا سَيِّدي ، فَما قَولُكَ في صَومِهِ ؟
فَقالَ لي : صُمهُ مِن غَيرِ تَبييتٍ ، وأفطِرهُ مِن غَيرِ تَشميتٍ ، ولا تَجعَلهُ يَومَ صَومٍ كَمَلًا ، وَليَكُن إفطارُكَ -