955 ق ) . وى در كتاب تسلية المجالس مىنويسد :
در شهر دمشقِ شام ، در بخش شرقى مسجد اعظم شهر ، خرابهاى را ديدم كه در گذشته ، مسجد بوده و بر سنگْنوشته درِ آن ، نامهاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و خاندانش و امامان دوازدهگانه ، نوشته شده بود و پس از آن ، چنين نوشته بود : « اين ، قبر خانم مَلَكه ، دختر حسين بن امير المؤمنين عليه السلام است » « 1 » .
3 / 2 . گزارش « نور الأبصار »
در قرن سيزدهم ، شِبلَنجى در كتاب نور الأبصار ، « 2 » در باره اين مزار مىنويسد :
برخى شامىها به من خبر دادند كه براى خانم رقيّه ، دختر امام على - كرّم اللَّه وجهه - در دمشق شام ، آرامگاهى هست كه زمانى به ديوارهاى قبرش آسيب وارد شد . شامىها قصد داشتند كه جنازه را از داخل قبر ، بيرون بياورند تا آن را بازسازى كنند ؛ امّا كسى به خاطر هيبت آن خانم ، جرئت نكرد وارد قبر شود ، تا اين كه شخصى از خاندان اهل بيت به نام سيّد فرزند مرتضى ، وارد قبر شد و پارچهاى روى آن انداخت و جنازه را در پارچه پيچيد و آن را بيرون آورد و همگان ديدند كه دختر كوچك نابالغى است . اين مطلب را به يكى از بزرگان گفتم . او نيز به نقل از برخى مشايخ خود ، آن را برايم روايت كرد « 3 » .
در اين گزارش ، نام صاحب مزار ، رقيّه بنت على عليه السلام آمده و نخستين گزارشى است كه به موضوع آسيب ديدن قبر ، اشاره كرده است .
3 / 3 . گزارش « منتخب التواريخ »
در نيمه اوّل قرن چهاردهم ، شيخ محمّدهاشم خراسانى ( م 1352 ق ) در كتاب فارسى منتخب التواريخ ، « 4 » ضمن اين كه مزار را متعلّق به رقيّه بنت الحسين عليه السلام معرّفى نموده ،
هامش
( 1 ) تسلية المجالس : ج 2 ص 93 .
( 2 ) تاريخ پايان تأليف اين كتاب ، 1290 قمرى است .
( 3 ) نور الأبصار : ص 195 .
( 4 ) تاريخ پايان تأليف اين كتاب ، 1349 قمرى است .