تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
مفهوم دقيق كلام ابن اعثم ، اين ماجرا را به گونه‌اى ديگر برداشت كرده و پس از گزارش حمله اوّل در ادامه آورده است : فَلَمّا رَمَوهُم هذِهِ الرَّميَةَ قَلَّ أصحابُ الحُسَينِ عليه السلام ، فَبَقِىَ فى هؤُلاءِ القَومِ الَّذينَ يُذكَرونَ فِى المُبارَزَةِ ، وقَد قُتِلَ مِنهُم ما يُنيفُ عَلى خَمسينَ رَجُلًا « 1 » . هنگامى كه اين گونه تيراندازى كردند ، ياران حسين عليه السلام كاهش يافتند و از ايشان ، كسانى ماندند كه در جنگ تن به تن ، ياد مىشوند . [ در اين تيراندازى ] بيش از پنجاه تن از آنان ، كشته شدند . و در ادامه اين نوع گزارش‌ها ، همان‌طور كه اشاره شد ، ابن شهر آشوب نيز نام 28 تن را به عنوان شهداى حمله اوّل ، مطرح كرده است ، كه ظاهراً صحيح نيست ؛ زيرا : اولًا ، در منابع كهن ، سخنى از شهداى حمله اوّل ، بدين گونه ديده نمىشود و سخن ابن اعثم ، هيچ دلالتى بر اين معنا ندارد ؛ بلكه همانطور كه اشاره شد ، بر خلاف آن ، دلالت دارد . ثانياً ، منابع قابل استناد ، مانند الإرشاد مفيد و تاريخ الطبرى ، تنها تيراندازى گروهىِ دشمن رابه عنوان « حمله اول » گزارش كرده‌اند و اشاره به شهيدى در اين حمله ندارند ؛ بلكه در ادامه گزارش خود ، پيروزىهاى ياران امام عليه السلام در حمله تن به تن را گزارش كرده‌اند كه موجب مىشود سپاه دشمن ، اين گونه مبارزه ( تن به تن ) را متوقف كند و به صورت جمعى بر سپاه امام عليه السلام حمله‌ور شوند . ثالثاً ، نكته مهم ، اين كه طبق برخى از همين گزارش‌ها ، سپاهيان امام عليه السلام 72 نفر بوده‌اند . بنا بر اين ، اگر پنجاه تن آنها در اثر تير باران حمله اوّلْ شهيد شده باشند ، افراد باقىمانده ، آن اندازه نيستند كه قابل آرايش نظامى باشند ، و چگونه اين گروه اندك مىتوانست تا عصر عاشورا مقاومت نمايد ؟ وانگهى ، اگر سپاه دشمن مىتوانست در اثر تيرباران ، در يك لحظه و در يك حمله پنجاه تن از ياران امام عليه السلام را از بين ببرد ،
هامش
( 1 ) مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج 2 ص 8 .