ج - سِنان بن انَس
65 . شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد - به نقل از فُضَيل ، از امام باقر عليه السلام - : هنگامى كه على عليه السلام فرمود : « از من بپرسيد ، پيش از آن كه مرا نيابيد . به خدا سوگند ، از من در باره گروهى كه صد نفر را گمراه و صد نفر را هدايت مىكند ، نمىپرسيد ، جز آن كه بانگ زننده و راهبَر آن را به شما خبر مىدهم » ، مردى به سوى او رفت و گفت : به من بگو كه در سر و ريش من ، چند تار موى است ؟
على عليه السلام به او فرمود : « به خدا سوگند ، دوستم ( پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله ) به من فرمود كه بر هر تار موى سر تو ، شيطانى است كه تو را لعنت مىكند و بر هر تار موى ريش تو ، شيطانى است كه تو را گمراه مىكند و در خانه تو ، بچّه عزيزكردهاى است كه فرزند پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را مىكشد » .
پسر او كه قاتل حسين عليه السلام شد ، آن روز ، كودكى بود كه هنوز چهار دست و پا راه مىرفت و او همان سِنان بن انَس نخعى است « 1 » . « 2 »
هامش
( 1 ) صدوق در الأمالى ( ص 196 ح 207 ) ، همين واقعه را به سعد بن ابى وقّاص نسبت داده و آن كودك را فرزند او ، عمر بن سعد ، دانسته است و شبيه به همين در كامل الزيارات ( ص 155 ح 191 ) و خصائص الأئمّة ( ص 62 ) آمده است ؛ امّا سعد بن ابى وقّاص ، در روزگار خلافت امام على عليه السلام از فرماندارى كوفه عزل شد و از بيعت با امام عليه السلام خوددارى كرد و بيرون از كوفه مىزيست . از اين رو ، حضور او در مجلس سخنرانى امام عليه السلام ، بعيد مىنمايد .
از سوى ديگر ، ولادت عمر بن سعد را در سال 23 ق ، و برخى آن را در عصر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دانستهاند ( تهذيب الكمال : ج 21 ص 357 ) و در هر حال ، او به هنگام سخنرانى امام على عليه السلام در كوفه [ كه در محدوده سالهاى 36 - 41 هجرى انجام شده ] نمىتوانسته كودكى باشد كه بر روى دست و پا راه مىرود .
بر اين پايه ، آنچه ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة ( ج 2 ص 286 ) ، به نقل از كتاب الغارات آورده ، صحيحتر مىنمايد و شايد همين ، دليل نام نياوردن شيخ مفيد ( الإرشاد : ج 2 ص 330 ) از اسم سؤال كننده و پسر او باشد .
( 2 )
لَمّا قالَ عَلِيٌّ عليه السلام : « سَلوني قَبلَ أن تَفقِدوني ، فَوَ اللَّهِ ، لا تَسأَلونَني عَن فِئَةٍ تُضِلُّ مِئَةً وتَهدي مِئَةً ، إلّا أنبَأتُكُم بِناعِقَتِها وسائِقَتِها » قامَ إلَيهِ رَجُلٌ ، فَقالَ : أخبِرني بِما في رَأسي ولِحيَتي من طاقَةِ شَعرٍ .
فَقالَ لَهُ عَلِيٌّ عليه السلام : وَاللَّهِ ، لَقَد حَدَّثَني خَليلي أنَّ عَلى كُلِّ طاقَةِ شَعرٍ مِن رَأسِكَ مَلَكاً يَلعَنُكَ ، وأنَّ عَلى كُلِّ طاقَةِ شَعرٍ مِن لِحيَتِكَ شَيطاناً يُغويكَ ، وأنَّ في بَيتِكَ سَخلًا يَقتُلُ ابنَ رَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله .
وكانَ ابنُهُ قاتِلُ الحُسَينِ عليه السلام يَومَئِذٍ طِفلًا يَحبو ، وهُوَ سِنانُ بنُ أنَسٍ النَّخَعِيِّ 65
( شرح نهج البلاغة ، ابن أبى الحديد : ج 2 ص 286 ؛ بحارالأنوار : ج 34 ص 297 ) .