ساسانى ، ايرانيان بسيارى در يمن مقيم بودند و حكومت صنعا و مناطق پيرامونى آن را در اختيار داشتند ؛ زيرا يمنىها كه از هجوم حبشيان به تنگ آمده بودند ، از دولت ساسانى دعوت كردند براى بيرون راندن حبشيان ، به آنان كمك كنند . از اين رو ، انوشيروان عدهاى را كه در تعدادشان اختلاف است ، به يمن فرستاد . اينان موفق شدند بر بخشهاى قابل توجهى از آن سرزمين ، همانند صنعا و مناطق پيرامونى آن ، چيره شوند ؛ بدين ترتيب ، حكومت يمن به دست ايرانيان افتاد . « 1 »
با اقامت اين گروه از ايرانيان در سرزمين يمن ، به تدريج ، نسلى ايرانى در آنجا پديد آمد كه در منابع اسلامى ، به « ابناى يمن » ( ايرانزادگان يمن ) شهرت دارند . « 2 »
با ظهور اسلام و در سالهاى پايانى حيات رسول الله ( ص ) ، ايرانيان مقيم يمن ، به اسلام گرويدند و آن حضرت به ايشان توجه كرد . پيامبر ، حكومت باذان ايرانى و جانشينانش را بر آن سرزمين به رسميت شناخت و آنان ، به عنوان كارگزاران آن حضرت ، همچون گذشته بر مسؤليت خود ابقا شدند .
اسلام آوردن ايرانيان مقيم يمن ، پس از آن صورت گرفت كه باذان ، حاكم ايرانى منصوب از طرف خسرو پرويز ساسانى در يمن ، به اسلام گرويد . « 3 » در منابع شرح حال نگارى صحابه ، به وَفْدهايى اشاره شده است كه در سالهاى آخر حيات رسولالله ( ص ) ، از يمن نزد ايشان مىآمدند . « 4 »
ايرانيان ياد شده پس از مسلمان شدن ، در تحولات سياسى - نظامى يمن ، از جمله
در نبرد با اسود عنسى ، يكى از پيامبران دروغين در يمن ، نقش داشتند . تراجمنگاران از كسانى مانند جشيش ديلمى ، شهر بن باذام ، قيس بن مكشوح ، فيروز و سعد بن بالويه
هامش
( 1 ) . ر . ك : نقش قبايل يمنى در حمايت از اهل بيت ( عليهم السلام ) ، ص 13 .
( 2 ) . در اين باره ، مطالبى در فصل سوم آورده شده است .
( 3 ) . جمهرة انساب العرب ، ص 512
( 4 ) . ر . ك : الطبقات الكبرى ، ج 2 كه به چند مورد از وفدهاى يمنى اشاره كرده است .