سلمان نزد رسول خدا ( ص ) ، مقام ارجمندى يافت و بعدها در جريان فتوحات در عصر خلفا و حكومت وى بر مداين ، در گرويدن ايرانيان به اسلام و تشيع نقش قابل ملاحظهاى داشت . « 1 » مناسبات بسيار خوب سلمان با اهلبيت ( عليهم السلام ) چنان روشن است كه جاى هيچگونه ترديدى نيست . امير مؤمنان ، على ( ع ) درباره سلمان فرمود :
سَلمانُ مِنّا اهلَ البيتِ وَ مَن لَكُم بِمثلِ لُقمانَ الحَكيمِ عَلِمَ عِلمَ الاوّلِ وَ الآخِر وَ هُوَ بَحرٌ لايُنْزَح . « 2 »
سلمان جزو خانواده ماست . شما در كجا همچون سلمان مىيابيد كه مانند لقمان حكيم باشد و علم پيشين و آيندگان را بداند . او دريايى است كه پايان ندارد .
امام صادق ( ع ) نيز خطاب به منصور بُزرج درباره سلمان فرمود :
« وَلاتَقُل سَلمانَ الفارسيَّ وَلَكن قُلْ سَلمانَ المحمديَّ » « 3 » ؛
« نگو سلمان فارسى ، بلكه بگو سلمان محمدى » .
افزون بر سلمان ، تعدادى ايرانى ديگر نيز با دعوت رسول الله ( ص ) مسلمان شدند و در شمار صحابه آن حضرت قرار گرفتند . در منابع صحابهنگارى و تراجمنگارى به كسان بسيارى برمىخوريم كه با منشأ ايرانى شناسانده شدهاند : امه الفارسيه ، ابوشاه ، رشيد ، محمد مولى رسول الله ، ابوحمراء ديلمى ، شقران ، آزادمرد ، بابويه ، خرخسرو ، مهران ، هرمز و ابومنصور فارسى از آن جملهاند . « 4 »
بر اساس تحقيق انجام شده در منابع مربوط به صحابه ، حدود 45 نفر از اصحاب
هامش
( 1 ) . ر . ك : حكمت و حكومت سلمان فارسى ، ص 64 .
( 2 ) . امالى صدوق ، ص 252 ؛ ر . ك : الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 346 ؛ كنز العمال ، ج 13 ، ص 254 ؛ المعجم الكبير ، ج 6 ، ص 213 . .
( 3 ) . امالى طوسى ، ص 133 ؛ الدرجات الرفيعه ، ص 209 .
( 4 ) . در الاصابه ابن حجر ، براى اسامى ذكر شده و نيز مدخلى به برخى ديگر از ايرانيان صحابى اختصاص يافته است .