جوار مرزهاى دولت ساسانيان سخن گفتهاند . « 1 » در پى هجوم برخى قبايل عرب به شهرهاى جنوب ايران ، شاپور آنان را سركوب كرد و برخى از ايشان را به مناطق جنوبى ايران ، همانند كرمان و پيرامون آن كوچانيد . « 2 »
تأسيس دولت حايل و پوشالى حيره ( نزديك كوفه ) ، از ميان عرب جنوبى ، به نام آل لخم ( آل منذر ) مهمترين مظهر رابطه سياسى ايرانيان با عرب است . حاكمان حيره دستنشانده ساسانيان بودند و از اهداف تأسيس اين دولت ، جلوگيرى از هجوم قبايل عرب بيابانگرد به مرزهاى ساسانى بود . « 3 »
دولت حيره با اعراب داخل شبه جزيره نيز ارتباط داشت و در آستانه ظهور اسلام ، برخى بازرگانان حجاز به حيره رفت و آمد داشتند . گزارشهايى نيز از حضور برخى چهرههاى ديگر حجازى ، مانند نضربن حارث بنكلده از بنى عبدالدار قريش و اعشىبنقيس وجود دارد كه از اسباب انتقال فرهنگ ايرانى به حجاز بود . « 4 »
از ارتباط برخى عربها با مركز علمى جندى شاپور در خوزستان نيز گزارشى در دست است كه نضر بن حارث بن كلده از بنىعبدالدار از آن جمله است . « 5 » همو بود كه در مكه ، افسانهها و داستانهاى كهن ايرانى ، همانند رستم و افراسياب را براى انحراف فكر قريش از قرآن بازگو مىكرد . « 6 »
افزون بر آنچه گفته شد ، ساسانيان در برخى مناطق شبه جزيره عربى ، مانند
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 460 ؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 2 ، ص 171 . چنانكه شاپور ذوالاكتاف ، عربهاى مهاجم و غارتگر به قلمرو ساسانيان را به شدت سركوب كرد و بر آنان تسلط يافت و عمروبن عدى ، جد آل منذر را برآنان ولايت داد و در حيره ساكن كرد .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، صص 55 - 57 ، ؛ اخبار الطوال ، ص 48 .
( 3 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 107 .
( 4 ) . راههاى نفوذ فارسى در فرهنگ و زبان عرب جاهلى ، صص 149 و 155 .
( 5 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 161 ؛ جامع البيان ، ج 18 ، صص 241 و 242 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 110 .
( 6 ) . السيرةالنبويه ، ج 1 ، صص 195 - 197 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 158 - 160 .