زمزم يافت ، هداياى ساسان بن بابك ( جد ساسانيان ) به كعبه بود . مسعودى براى توجيه اين ادعا ، به ناتوانى قبايل عرب ، براى فراهم آوردن چنان هداياى پر هزينهاى اشاره كرده است . اما براى تأييد اين سخن او كه ايرانيان به زيارت كعبه مىرفتند و خود را از نسل ابراهيم مىدانستند ، شاهد ديگرى در منابع تاريخى وجود ندارد . « 1 »
بنا به روايتى ، ساسان پس از طواف كعبه نزديك چاه اسماعيل رفت و به زمزمه آواز خواند و از اين روى ، آن چاه ، « زمزم » نام گرفت . يكى از شاعران ايران پس از ظهور اسلام به اين موضوع باليده است و در طى قصيدهاى مىگويد :
ما از قديم پيوسته به حجِ خانه مىآمديم
و همديگر را در ابطح به حال ايمنى ديدار مىكرديم
و ساسان پسر بابك همى راه پيمود
تا به خانه كهن رسيد كه از روى ديندارى طواف كند
طواف كرد و نزد چاه اسماعيل كه آبخواران را سيراب مىكند ، زمزمه كرد
ساسان ، دو آهوى زرين و شمشير مرصّع و جواهرات و طلاى بسيار در چاه زمزم افكند . « 2 »
براساس روايات ، بعدها وقتى چاه انباشته شده بود و كسى جايش را نمىدانست ، عبدالمطلب ، جدّ پيامبر اكرم ( ص ) در خواب ديد و آن را حفر كرد و آهوان زرين و اسلحه و طلاها را بازيافت . « 3 »
نفوذ ايرانيان در سواحل خليج فارس و يمن و بحرين بزرگ و گماشتن مرزبانان ايرانى در اين سرزمينها نيز افزايش مناسبات با حجاز را در پى داشت . برخى تاريخنگاران ، پيش از اين ، از رويارويى شاپور دوم ساسانى با عربهاى ساكن در
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، ج 1 ، صص 265 و 266 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، صص 235 - 237 .
( 3 ) . تاريخ گزيده ، ص 4 .