مهمتر آنكه بخارى حديث مزبور را در صدر گزارشهاى تاريخى خود دربارهء واقعهء بدر آورده و بيهقى از آن به عنوان « يكى از علل مهمّ وقوع حادثهء بدر » ذكر كرده است .
اهميّت اين گفتگو از آن جهت بايد مدّ نظر قرار گيرد كه تهديد سعد بن معاذ تنها و صرفاً به خاطر انجام مراسم توحيدى در كعبه بوده است و سعد دقيقاً خواستار آزادى مسلمانان در انجام چنين مراسمى شده و براى نيل به اين هدف ، ابوجهل را به قطع راه تجارتى تهديد كرده است .
گمان نمىكنم كه اين بيان ، بدون زمينهء قبلى و انديشهء مسلمانان مدنى صورت گرفته باشد . انصار مدنى و در رأس آنها بزرگان طوايف انصار ، اين امكانات بالقوّه را در مدينه مورد نظر قرار داده بودند كه در صورت عدم دسترسى به آزادى مراسم مذهبى مكّه ، واكنشى مناسب با حساسيّتهاى قريش از خود بروز دهند . اين نتيجهء پيمانى بود كه در عقبهء ثانى با محمّد صلى الله عليه و آله منعقد نموده بودند كه از او و يارانش در برابر قريش مانند خود ، فرزندان و همسرانشان ، دفاع و نگهدارى كنند .
اين پيمان ، به هيچ وجه مربوط به شخص پيامبر نيست و هيچ مدرك و سندى در دست نداريم كه در انديشههاى محمّد صلى الله عليه و آله ، تهديدِ قريش جاى داشته باشد و يا آن را با يكى از انصار در ميان گذارده باشد .
پيامبر در پيمان عقبه خواستار عدم غارت قبايل و سركشى عليه آنان شده بود و انصار بر اساس آن با پيامبر صلى الله عليه و آله دست بيعت داده بودند . تازه اگر پيامبر صلى الله عليه و آله چنين انديشه و يا گفتهاى ابراز داشته باشد ، سعد در مشاجرهء خود با ابوجهل به آن اشاره مىكرد ؛ ولى او از جانب خود سخن مىگويد و تصريح مىكند :
لأمنعنّك / موجب يا مانع مىشوم . و در سندى ديگر : لأقطّعنّ / راه ترا از مدينه خواهم بريد . و نمىگويد : پيامبر ما و يا مسلمانان مانع بازرگانى شما خواهند شد .
به هر حال نمىتوانيم از آثارى كه گفتگوى سعد بن معاذ با ابوجهل ، در اذهان عمومى سران قريش به وجود آورده ، غفلت كنيم ؛ خاصه آنكه زمينههاى چنين خطرى براى راه بازرگانى مكّه - شام در همان روزهاى بيعت عقبه توجّه مكىها را به خود جلب
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: محمد باقر النجفي
ص٣٩