را به يكى از سران قريش چنين مىخوانيم :
« أَما و اللَّه لئن منعتَني هذا لأمنعنَّكَ ما هو أشدُّ عليك منه : طريقكَ على المدينة » . « 1 » ولى احمد بن حنبل از طريق اسرائيل به نقل از ابىاسحاق و او از عمرو بن ميمون به روايت از عبداللَّه بن مسعود ، گفتهء سعد بن مُعاذ را چنين ثبت كرده است :
« واللَّه إن منعتني إنّما أطوف بالبيت لأقطعنّ إليك متجرك إلى الشام » . « 2 » واقدى مىنويسد :
« قال الواقدى : و خرج سعد بن معاذ معتمراً قبل بدر ، فنزل على أُميّة بن خَلَف . فأتاه أبو جهل و قال أتترك هذا و قد آوى محمّداً و آذننا بالحرب ؟
فقال : سعد بن معاذ : قل ما شئت ، أما إن طريق عيركم علينا ؟ قال أميّة بن خلف : مَهْ لا تقل هذا لأبي الحكم فإنّه سيّد أهل الوادي » . . « 3 » اين گفتهء واقدى بر اساس نسخهء خطّى 1617 ، به عنوان اصل نسخهء مصحّح آمده است ؛ ولى در نسخهء خطى وين 88 به جاى « و خرج سعد بن معاذ معتمراً قبل بدر » جملهء « و خرج سعد بن معاذ إلى مكّة قبل بدر » « 4 » و به جاى « أ تنزل هذا » عبارتِ « أ تترك
هامش
( 1 ) . « بهخدا سوگند اگر مرا از آن ( طواف كردن ) بازدارى ، تو را از چيزى بازدارم كه بر تو گرانتر باشد ؛ يعنى راه ( تجارى ) تو را بر مدينه . »
( 2 ) . « بهخدا سوگند اگر مرا از طواف كردن گِرد خانه ( كعبه ) بازدارى ، راه تجارى تو بهسوى شام را مىبندم » ، نك : احمد بن حنبل ، « مسند » ج 1 ، ص 400 ، مسند عبداللَّه بن مسعود ، با هامش كنزالعمال ، افست .
( 3 ) . « گفتهاند : پيش از جنگ بدر سعد بن معاذ ( از مدينه ) بهقصد عمره خارج شد و ( در مكه ) در منزل اميّةبن خلف ساكن گرديد . ابوجهل نزد او ( اميه ) آمد و گفت : چگونه اين ( سعد ) را منزل مىدهى ، حال آنكه محمد را پناه داده و به ما اعلان جنگ كرده است ؟ سعدبن معاذ گفت : هرچه مىخواهى بگو ، كه راه كاروان شما از كنار ما مىگذرد . امية بن خلف ( به سعد ) گفت : خاموش باش و به ابو حَكَم ( ابوجهل ) چنين مگو كه او سرور اهل وادى است ! » نك : واقدى ، « مغازى » ج 1 ، ص 35 ، تصحيح : مارسدن جونس .
( 4 ) . « پيش از واقعهء بدر ، سعد بن معاذ به قصد عمره ( از مدينه ) خارج شد . »