« لاتقتلوه ! فهذا الأعمى أعمى القلب ، أعمى البصر » . « 1 » سمهودى ، « مِرْبَعْ » - بر وزن منبر - را كوشكى در ميان « بنىحارثه » دانسته است « 2 » و فيروزآبادى تنها به گفتن « أُطم بالمدينة في بنيحارثه » « 3 » اكتفا كرده است . « 4 » بنابر اين اگر با توجّه به نقشههاى كتاب حاضر در مجلّد نخست ، بخواهيم چنين مسيرى را تجسّم كنيم ، كارى صعب نخواهد بود . از اين روى مسير مذكور را طىّ نقشهاى ترسيم نموديم تا پژوهندگان در تطبيق آن با مستندات تاريخى بهتر بتوانند موقعيّت مسلمانان را در عزيمت به سوى احد ، مدّ نظر آورند .
4 / ب : هجوم قريش و دفاع مؤمنان
گفتيم كه موقعيّت ميدان احد به نحوى است كه تپّهء روماة مقابل بريدگى كوه قرار دارد . لذا اگر بر فراز روماة و دهانهء درّه ، تيراندازانى موضع گيرند ، به راحتى مىتواند هجوم دشمن فرضى را از سمت غرب به ميدان مذكور متوقّف نمايند ؛ بنابر اين بسيار منطقى بهنظر مىرسد كه محمّد صلى الله عليه و آله در همان نظارهء نخست بر موقعيّت احد ، طرح را به مرحلهء اجرا درآورَد . لذا تيراندازانى را به سرپرستى « عبداللَّه بن جُبَير » بر تپّهء روماة گماشت و عدّهاى ديگر را بر دو قسمت چپ و راست دهانهء ورودى به درّه مستقر داشت .
آذوقه و زنانى را كه براى كمك همراه پيامبر آمده بودند ، در داخل بريدگى كوه پنهان كرد و نيروى باقيمانده و اصلى پياده را به دو قسمت تقسيم نمود : عدّهاى را در ميدان مقابل مسير حركت و هجوم قريشيان به صف كرد و عدّهاى ديگر را در درّه نگاه داشت تا هنگام مصاف در ميدان ، آنها نيز به كمك ياران خود بشتابند .
هامش
( 1 ) . « او را نكشيد ، كه كوردل و كورديده است » . همچنين نك : حلبى ، « السّيرة الحلبيّه » ، المجلّد الثّانى ، ص 495 . ابنجوزى ، « زاد المعاد » ، المجلّد الأوّل ، الجزء الثّانى ، ص 92 ، چاپ دارالفكر ، بيروت ، 1973 م
( 2 ) . « وفاءالوفا » ، جزء 4 ، ص 304
( 3 ) . « بنايى ( قلعهاى ) در مدينه و در محلهء بنىحارثه بوده است . »
( 4 ) . « المغانم » ، ص 375